ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریم با این همه مستی ز تو هُشیار تریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان انصاف بـده کـدام خونخوار تریم!؟
خیام
‏نمایش پست‌ها با برچسب ورزش. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ورزش. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، مهر ۲۳، ۱۳۸۷

با سلام ...

آلبوم مسابقات والیبال ساحلی برلین ۲۰۰۸

برای مشاهده بقیه عکس‌ها روی عکس کلیک کنید!

2008چند عکس جدید بعلاوه دستچینی از عکس‌های والیبال ساحلی در آلبوم عکس برلین ۲۰۰۸



همان کنجه در سال ۲۰۰۵

جمعه، تیر ۱۴، ۱۳۸۷

با سلام ...

کمان سرويس


متاسفانه عکسی از جشن و شادی فوتبال نگرفتم اما از مسابقات واليبال​ساحلی در برلين. فعلا اينيکی را بگيريد تا آلبوم آماده شود. البته ايندفعه امکان دارد خيلی بيشتر طول بکشد. چونکه می​خواهم آلبوم را به زبان پی​اچ​پی بنويسم و چندين ماه پيش فقط دقايقی در چند کتاب آموزشی برای تازه​کاران ورق زدم و اين صفحه درست کردم، که در اصل فقط تبديل صفحات قدیمی اچ​تی​ام​ال به پی​اچ​پی بود و در اصل از تمام مزايای پی​اچ​پی استفاده نکردم. البته اگر وقت خودآموزی نشد، به همان روش نيمه​نيمه آلبوم مسابقه امسال را درست خواهم کرد.

جمعه، تیر ۰۷، ۱۳۸۷

با سلام ...

بعد از گل، بعد از بازی و افکار قبل از بازی نهايی

عجب بازی بود و بقول رسانه​های آلمان، سرآخر آلمانی​ها ترک​های بهتری بودند. وقتی فيليپ لاهم (ترجمه اسم به فارسی: فيلیپ لنگ) چندين ثانيه به پايان بازی گل پيروزی را زد، ترقه​ها و فشفشه​ها شروع به ترکيدن کردن يک صدای بوم خفن هم بلند شد که با خود گفتم اين ديگر چه بود ... وقتی توقع کم و حتی خیلی کم شود ... رفتم روی بالکن و نگاهی به خيابان انداختم و دیدم که یارو از روی شوق و زوق در خیابان خالی رفت روی بلندی وسط بلوار و زد به درخت. خوشبختانه بخير گذشت و کسی زخمی نشد و فقط اتوموبيل را بايد ريخت دور. حال چطور اون ماشين از سکوی به اون بلندی رد شد و زد به درخت و ماشین را غراضه کرد، مسئله​ای هست که نتوانستم حل کنم و فقط یک فرضیه دارم. سکوی وسط خیابان معمولا خیلی بلندتر از پیاده​رو هست و به درخت زدن کنار خیابان تازگی و تعجب ندارد و هرروزه اتفاق می​افتد، اما سکوی وسط خيابان بلند هست و خوردن به اون هم تعجب ندارد اما از اون گذشتن و در وسطش به درخت خوردن، خودش هنری هست بالاتر از گل​های دقايق آخر اين جام اروپا. فرضیه: احتمالا اتوموبيل بنز که آلمانی بود، کم توقعی هم مهينانش بهش چنان سرايط کرد که با گل دقيقه آخر مانند بقیه شهروندان آلمان از شوک پريد هوا و رفت روی سکو. خلاصه بدون پليس، اتش​نشانی و تصادف خيابان و محل آنقدر شلوغ شد که تابحال با بردن جامی هم نشده بود.
کل آلمان جشن و سرور. ترک و آلمانی با هم در آغوش هم، خیلی جالب و قابل تحسین بود.
البته چند استثنا هم بود. در نکاتی بين کردها و ترک​ها زد و خورد شد. نتکه قابل توجه: اعراب و ترک​ها در آلمان رقيب هم هستند و خصومتی در ميان هست و شهروندان عرب مقيم آلمان بلندتر از بقيه داد می​زدند ... دويتچلاند ... دويتچلاند ... . بين کرد و ترک (البته نه همه) هم کينهء ديرينه​ای هست، اما دوستان کرد بعد از پيروزی آلمان داد ميزدند: کردستان ... کردستان.
در استان​ ساکسن (يا به اسم رسمی: ايالت آزاد ساکسن. در آلمان دو استان، حالت «ایالت آزاد» دارند و دومی باواريا هست) عده​ای نفهم بجان چند ترک و چند مغاذه ترک​ها افتادند و دو مغاذه​دار ذخمی شدند و هفت پليس هم به بيمارستان فرستادند.
تيم​های اروپايی که من از بچگی طرفدارشان بودم و هنوز هم هستم: آژاکس آمستردام، هلند، ليورپول و اسپانيا ... خب پس معلوم هست من طرف کی هستم، اما بعد از مشاهده اينهمه خوشحالی می​ترسم بعد از باخت آلمان، دلم برای طرفداران تيم ملی آلمان بسوزد و نيم​خواهم دلم دوباره برای ساکنين و شهروندان آلمان بسوزد ... خوب چه می​شود کرد ... بيخيال، حال که ديروز نميشد گفت: قرمزته، يکشنبه حتما می​شود گفت ... مگر تيم ملی آلمان کرم بريزد و لباس دومشان را بپوشند.

سه‌شنبه، خرداد ۲۸، ۱۳۸۷

با سلام ...

توقع

توقع، گهی مثبت و گاهی بانی کبر و گستاخی، یکی از مهره‌های حرکت بشر هست. سرچشمه توقع تربیت و اتفاقات پیرامون زندگی شخصی و اجتماعی می‌باشد. توقع زیادی و آنهم بدون دلایل موجه فقط بنا بر بودن و بر پایه "خون" سرانجامی سیه دارد که بهترین مثالش آلمان نازی و جنگ جهانی دوم می باشد. بی توقعی هم منجر به بردگی و بندگی و کنیزی می‌شود.

حال یک مثال از جامعه آلمان و یکی از دو مهره اصلی سیاست نگهداری وضعیت موجود (نان و بازی) که من شاهد عینی‌اش هستم: فوتبال!

مردم آلمان افرادی بودند با توقع، بخصوص در فوتبال. هروقت آلمان گل می‌زد ترقه می‌ترکاندند اما خوشحالی و شادمانی خیابانی فقط فقط اگر اول ... قهرمان جهان یا اروپا ... می‌شدند. یعنی همان جشن و شادی که انگار تیم ملی ایران مسابقات مقدماتی جام جهانی ببرد. گستاخ و متکبر. اگر سه هیچ می‌بردند زر می‌زدند که می‌بایستی بیشتر گل می‌زدند و یا قشنگتر بازی می‌کردند. هیچ انتظاری غیر پیروزی نبود و فقط قهرمانی لایق جشن و سرور. سال‌ها گذشت و باخت‌ها آمدند و توقع چنان پایین آمد که از دید من خیلی مثبت بود و چنین شد که ۲۰۰۶ برای سوم شدند جشن گرفتند و خوشحالی کردند که من با دهن باز و تعجب گفتم دمشان گرم ... اما چند پلک زدن بعد و جام اروپا ۲۰۰۸. بازی اول را بردند و خیابان شلوغ و ماشین‌ها بوغ! بعد از دوازده سال اولین پیروزی در جام اروپا ... چرا نه ... بعد بازی با اتریش و بازی که ۱۵ سال پیش با توجه به رسیدن به یک چهارم و با یک گل بسیار زیبا از بالاک (تنها صحنه قشنگ بازی) فقط باعث شرم و عصبانیت می‌شد: این چه بازی بود ... چقدر ضعیف ... از دو متری به دروازه خالی گل نزدیم و ... و ... و ... . اما اینروز: فریاد و آلمان و آلمان و بوق و جرقه و ترقه. دلم برای آلمانی‌ها سوخت. اینقدر کم توقع. اینقدر کم‌بود که با یک بازی ضعیف و بد و پیروزی بزور (قیافه بالاک هنگام شوت) و رسیدن یک چهارم، چنان خوشحالی کنند که انگار ... بگذریم این کم و بی‌توقعی را امروز در کل مسائل در جامعه آلمان می‌توان مشاهده کرد.

من هم بخاطر وقت کم تعداد پست خود و خواندن وبلاگ​ها و اخبار را کمتر کرده بودم و حالا با اينکه کمی بيشتر وقت دارم اما بخاطر پايين آمدن توقع تعداد پست​ها کم و کمتر می​شود. همين هم ميخواستم بعد از بازی اول آلمان پست کنم و فردا و پس فردا کردم و نزدیک بود امروز هم ساکت بمانم ( ... صدها نوشته ديگر هم از قسمت بعدی دسيسه برج​های دوقولو تا در مورد اتم و انرژی اتمی کامل و نصفه نوشته شدند اما فعلا فقط روی کاغذ و تيکه کاغذ و پخش پلا در روی ميز تحيرير و کشوها و جيب​ها و کيف​ها ... که خیلی هم اهمیت روزیش را دیگر از دست دادند ، بماند تا چه بلایی سرشان بیاورم ... ) .

اميدوارم کمی توقع خود را بيشتر کنم و توقع آلمانی​ها به حد مناسب برسد (مانند تابستان ۲۰۰۶) چونکه اصلا حوصله ندارم دلم برايشان بسوزد.

سرآخر يک نکته ديگر ورزشی (جامعه​ای سياسی): در اين چندين سال وقتی ورزشکاران از عيسی، خدا، حسين، ابولفضل و ... سخن می​بردند کم کم معلوم شده بود که از کدام مواد يا اعمال خلاف (از دوپینگ تا باج به داوران) برای بردن مسابقه و «پیروزی» استفاده می​شود و هرچه اصرار بيشتر که به خواست عيسی، خدا و ... بود مصرف مواد و عمل خلاف حتمی​تر و بيشتر. اما خوب حالا يک مواد تازه به بازار آمده؟؟​يک تاکتيک جديد ... مثلا کنترل توپ از راه دور ... بيهوش کردن طرف مقابل با ادامه حرکتش ... يا منظور از اين که «زينب» بازی برد، چی بود!؟

سه‌شنبه، آبان ۰۸، ۱۳۸۶

با سلام ...

از نیم‌وجبی تا مو سفید




عکس‌های والیبال ساحلی تا فینال زنان در آلبوم‌های والیبال ساحلی (کامل) و برلین ۲۰۰۷ !!!

جمعه، مهر ۲۷، ۱۳۸۶

با سلام ...

عجب تابستانی بود

ادامه عکس​های واليبال ساحلی



برای مشاهده بقيه عکس​ها اينجا کليک کنيد!
ادامه دارد

جمعه، شهریور ۳۰، ۱۳۸۶

با سلام ...

والیبال ساحلی grand slam berlin 07 قسمت دوم

اعدام نه، زندگی آری!
در پخش و امضای تومار در مخالفت با "قتل عمد مجاز" یاری کنید!





عکسهای جدید در آلبوم برلین (منجمله عکسهای والیبال)

بیشتر والیبال سالحی در آلبوم والیبال ساحلی. البته فعلا روزهای اول و دوم و سوم. بقیه طبق معمول بزودی، شاید هم دیرتر ...


ادامه دارد ...

چهارشنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۸۶

با سلام ...

والیبال ساحلی grand slam berlin 07

با تاخیر یک ماهه و البته فقط عکسهای روز اول. عکسهای روز دوم و سوم را سبک کرده و نشان زدم اما همانطور که در پست قبلی گف....

برای دیدن بقیه عکسها کلیک کنید!

ادامه دارد ...

پنجشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۸۵

با سلام ...

باز هم این بزرگترین مافیای جهانی ...

... خصلت خود نشان داد.
جک وارنر، معاون فیفا و اهل ترینیداد، سهم بلیط‌های کشور خود را خیلی گرانتر از معمول و فقط توسط دفتر مسافرتی خانوادگی‌اش فروخت.
فیفا هم بجای اخراج، او را فقط یک سرزنش (ظاهری) کرد. و گفت:
"کمیته اجرایی نمیتواند اعضای خود را بیرون کند. فقط هیئتی که او را انتخاب کرد میتواند اخراجش کند. اعضای کمیته اجرایی توسط کنفدراسیون خودشان انتخاب میشوند."
عجب قوانینی و منطقی که دزد و شارلتان را نمیتوانند (بهتر بگویم نمیخواهند) اخراج کنند. خب حالا چرا کنفدراسیون آمریکای شمالی و مرکزی او را اخراج نمیکند؟ حتما برای اینکه به او ربط ندارد جونکه بلیط جام قاره را نفروخت!!!!
پس بگو برلوسکونی (رییس جمهور سابق ایتالیا و صاحب باشگاه فوتبال میلان) این قوانین* را از کجا یاد گرفت تا گرفتار نشود. البته الان چونکه خیال نمیکردند که آنانی که بهش رای دادند، اخراجش کرنند (کاری که کردند) الان گریه‌اش گرفته و اصرار دارد که اخراجش نکردند و او هنوز رییس جمهور هست. دادستان پشت در آماده هست.
*بعد از اینکه دادستان مدارکی علیه او جمع کرد (از باندبازی تا کلاه‌برداری و تقلب و جعل) او فوری با کمک دوستان سیاسی قانون تازه‌ای در ایتالیا به ثبت رساند که پنچ مقام اعظم کشوری (منجمله رییس جمهور) مصونیت تام و کامل دارند. بعد از شکست در انتخابات و حتی بعد ازینکه دیروز دادگاه ایتالیا انتخابات را به رسمیت شناخت، او هنوز اصرار دارد که نباخته و رییس جمهور هست. دادستان پشت در آماده هست.

جمعه، دی ۰۲، ۱۳۸۴

با سلام ...

پیروزی زور و زر در زرخانه همیشه بیدار




دادگاه عالی امریکا اعتصاب رانندگان وسایل نقلیه عمومی را غیر قانونی اعلام و سران اتحادیه را تهدید به زندان کرد.
اتحادیه کارگری تسلیم شد و قبول کرد مزایایی که بخاطرش خونها و عرقها ریخته شد از دست بدهد و آنهم نه فقط در دنیایی که پولدارتر و ثروتمنتر از همیشه هست و میشود بلکه در مرکز تولید ثروت مالی!!!
شهروندان نه فقط این خدمتگزاران عموم را تنها گزاشتند بلکه معترض و شاکی هم بودند. برای رسیدن به "امروز" خود داریم "فردایی" میسازیم که فرزندانمان گرفتارشان خواهند شد. دفاع از حقوق و مزایای عادل هر قشر و صنفی یکی از لازمترین اقدام برای سازندگی دنیای بهتر هست و عدم همبستگی فقط و فقط بند و جوش زنجیرهای وابستگی را تحکیم میبخشد و عاقبتش برای همه، حتی و بخصوص سودجویان امروز، وخیم خواهد بود!!!
دیروز رانندگان را تنها گذاشتند و فردا خود تنها خواهند بود!




با امضا و پخش تومار "مخالفت با کودک آزاری" حداقل قدمی را بردارید:




از فیفا:
با شکایتی که از روش فیفا برای فروش بلیط جام جهانی در المان شد (مراجعه شود به پست: بزرگترین مافیای رسمی جهانی)، قبل ازینکه مسئله به دادگاه برسد، فیفا ظاهرا کنار امد. فیفا قبول کرد که همه پول (قیمت بلیط بعلاوه دسمزد سرویس) را، البته بدون بهره، پس بدهد. و صدالبته (بخاطر همین ظاهری) اگر تا نیمه آوریل کسانی که هنوز بلیط نگرفتند خواسته خود پس بگیرند، همه پول را پس خواهند گرفت. یعنی اگر بعد از این تاریخ بلیط نگرفتید و یادتان رفت تقاضای بلیط را فسخ کنید ...

دوشنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۴

با سلام ...

مافیای رسمی جهانی

جوابان همه درست و البته چندی واقعا بزرگترین هستند اما ارتباط و همکاری و تشکیلات رسمی واحد ندارند. بزرگترین مافیای رسمی با تشکیلات واحد و سر چندین تشکلات کوچک، فیفا نام دارد!!!
بزرگترین واحد رسمی چپاول و سرگرمی. بیشتر از سازمان ملل دارای عضو هست!
آخرین شاهکار این گروه ثروتمند: جام جهانی 2006 و فروش بلیط.
اینکه اکثر بلیطها را به مفت خوران و صاحب منصبان و دست اندرکاران میدهد، طبق معمول هست اما ایندفعه راهی بنام و به بهانه اطمینان و امنیت پیدا کردند تا پول این بلیطهای مجانی هم تماشاچی و طرفدار بدهد.
اولا وقتی بلیط میخواهی و پارتی نداری و جزو منتخبین و نخبگان نیستی باید شانس داشته باشی و در یک قرئه کشی برنده شوی.
اما قبل از اینکه درین قرئه کشی شرکت کنی، باید بلیط را بخری. اسم و رسم و آدرست را باید بدهی و آن در روی بلیط درج شود. بعد باید پول بلیط بعلاوه پنجاه یورو دستمزدی بدهی. اگر در قرئه کشی برنده شدی، باید ده یورو رویش پول پست بدهی، حتی اگر خودت بروی و بلیط را شخصا بگیری. اگر بازنده شدی باید منتظر بمانی تا وقت پیدا کنند پولت را برایت واریض کنند اما اون پنجاه یورو بعنوان دسمزد سرویس نگه داشته میشود. بازهم صد رحمت به بانکها و بیمه ها که در راهزنی و کلاه برداری و دزدی حریفی ندارند، اما وقتی به انها پول میدهی دو تا چهار درصدی بهره میگیری و هرچند چندروزی بدون بهره پیش خودشان میماند تا از یک حساب به حساب بانکی دیگر واریز شود و یا در دفترچه پسانداز وارد شود و وقتی اونها بهت پول میدهند ده تا بیست درصدی بهره میگیرند. اما فیفا ازت پول را میگیرد و معلوم نیست درین مدت چقدر از آن سو استفاده میکند (سرمایه گذاری و وام با بهره دادن و خرید و فروش و ...) و تازه پنجاه یورو هم نگه میدارد و بقیه را بدون بهره بهت پس میدهد (البته تا کنون نشنیدم کسی پولش را پس گرفته باشد). به این ترتیب و با این وام بدون بهره پول بلیط خانومها و آقایون سرمایه دار و سالار هم توسط آنانی داده میشود که برای تماشای بازیها در تلویزوین باید به چندی از همان آقایون و خانمها پول بدهند (برای مشاهده همه بازی های این جام جهانی در آلمان:
64€)
البته لطف کردند و هنوز بازی های خود آلمان و یک چهارم و نیمه نهایی و فینال در تلویزوین تقریبا مجانی نشان داده میشود. آخه دفعه پیش نزدیک بود انقلاب بشود، وقتی مردم شنیدند حق پخش توسط تلویزیون خصوصی و پولی خریده شده!!!

جمعه، آذر ۱۱، ۱۳۸۴

با سلام ...

مافیای جهانی

بزرگترین باند مافیای جهانی با بیشترین اعضا و مدیران و گردانندگان کلاهبردار کیست؟؟؟

پنجشنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۸۴

با سلام ...

جام جهانی والیبال ساحلی


جام جهانی والیبال ساحلی برلین ۲۰۰۵

عکاس
سرویسمربی
رودخانه
schloßplatzسرویس

beach volleyball world champoinship 2005 berlin

برای دیدن عکس در قامت بزرگتر و کل عکسها (البته بغیر از نهایی زنان و مردان و نیمه نهایی مردان) روی لینکهای بالا فشار دهید!

به لینکهای درج شده در قسمت وبگردی در ستون سمت چپ هم سری بزنید!

چهارشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۸۳

با سلام ...

چی بود، چی شد!!!؟؟؟

اول از همه تیم فوتبال ایران خیلی خوب بازی کرد و کلی زحمت کشید و مبارزه کرد اما این داور چی بود!!؟؟ داوری از لبنان که چینی بود ... نه ببخشید من مطمئنم که نود درصد داوران چینی بیطرفانه تر از ایشون داوری ميکردند .... بگذریم ... اما آقای گل محمدی، داشتیم؟؟؟؟ تمام بازی داشتم به داور بدوبیراه میگفتم و بعد از آخرین پنالتی تا کنون با دهن باز ماندم و نمیدانم چه بگویم ...
----------------------------------------

معرفی يک وبلاگ : ما روزنامه‌نگاريمسخنگاه اعتراض صنفي روزنامه‌نگاران ايران
-----------------------------

توجه توجه
استاد احمدی فرد استاد دانشگاه و فوق ليسانس رياضی تمايل دارد توسط اينترنت و وبلاگ درس رياضی دهد و ميخواهد بداند که این عمل طرفدار دارد يا خير. دوستانی که مایل هستند رياضی بیاموزند لطفا به وبلاگ ايشان سر بزنند و پيام مثبت بگذارند و از بقيه دوستان خواهش ميکنم که اين خبر را پخش کنند.در باره ریاضی