ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریم با این همه مستی ز تو هُشیار تریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان انصاف بـده کـدام خونخوار تریم!؟
خیام
‏نمایش پست‌ها با برچسب یادبود. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب یادبود. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۹

با سلام ...

یکشنبه، آذر ۲۹، ۱۳۸۸

با سلام ...

با اینکه دین داری، آزاده باش!

حسینعلی منتظری جزو محدود بشری بود که قدرت فاسدش نکرد، دینش کور و کرش نکرد و مذهبش را بهانه برای سکوت و تسلیم قرار نداد.
روانش شاد.

دوشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۸۸

با سلام ...

بیستمین سالگرد سقوط دیوار برلین

به امید فروپاشی همه دیوارها، به خصوص در ذهن مردم.

تقدیم ترجمه به آزادیخواهان:
توانایی - ناتوانایی نیرو - حرکت
از وجود تفکر کردن.
لطفا آب دهید!

شنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۸۸

با سلام ...

شب بزرگداشت

جمعه، مرداد ۰۹، ۱۳۸۸

با سلام ...

اتحاد برای ایران و یادبود مقتولین راه آزادی

۸ مرداد




۳ مرداد روز جهانی اتحاد برای ایران

یکشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۸۸

با سلام ...

بزرگداشت سهراب اعرابی در برلین


سخنرانی،
شعرخوانی،
موزیک

ميزبان:
IRAN-BERLIN against election fraud‎

تاريخ:
یکشنبه ۱۹ ژوئیه ۲۰۰۹
(19. juli 2009)
برابر با ۲۸ تیر ماه ۱۳۸۸
زمان:
ساعت ۵ تا ۷ بعد از ظهر
محل:
‎Rathaus Charlottenburg‎
خيابان:
‎Otto-Suhr-Allee‎
شهر:
Berlin, Germany

مشاهده نقشه

یکشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۷

با سلام ...

روز زن

۸ مارس ۱۹۰۸ در کارخانه نساجی Cotton در نیو یورک کارگران زن برای بهبودی محیط زندگی و کار دست به اعتصاب زدند و صاحبان کارخانه درها را بستند و زنان را زندانی کردند. آتشسوزی شد و ۱۲۹‌نفر به قتل رسیدند.

صاحبان گفتند که بخاطر قطع ارتباط با بقیه کارگران و جلوگیری از اعتصاب کل کارخانه، درها را بستند و آتش تصادفی بود. دولت و دادگاه طبق معمول مهر درست برین نسخه زدند ...

از دهه هفتاد میلادی اینروز بیاد همه زنانی که در طول تاریخ بشریت در آتش برافروخته از جهل مردان سوختند، روز همه زنان و نشان همبستگیشان شد!!!

به امید و با کوشش که اینروز روز مساوات از بهر عقلانیت بشر شود.

سه‌شنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۷

با سلام ...

۳۰ سال

سی سال توقف هرگونه انقلاب در ایران.
سی سال جلوگیری از تحول و تغییر خوی و اندیشه در ایران.
سی سال نابودی امید به عدالت در ایران.
سی سال کوشش در قتل عشق و پرورش کینه.
سی سال بی ارزش کردن ارزش‌های اخلاقی و فرهنگی یک جامعه کهن.
سی سال تظاهر و تربیت بی‌خیالی.
سی سال توجیه جنایت.
سی سال ترویج دو رویی و ریاکاری.
سی سال کژراهه.
سی سال ... (بقیه با شما ...)

جمعه، آذر ۱۵، ۱۳۸۷

با سلام ...

طلبنامه به مناسبت روز دانشجو

لغو مجازاتی که با زیرپاگذاشتن حق آزادی اندیشه و بیان، ابلاغ شدند!
آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی!
محکوم کردن قضاتی که بجای روای عدالت در سرکوب و بیعدالتی شریک هستند!
حذف مقامات و شوراها و ادارات قدرتمند و مطلق، بخصوص ولایت فقیه، شورای نگهبان و مصلحت نظام!
برگزاری هرچه زودتر انتخابات آزاد بجای »رای‌آری‌گیری«!
تقسیم قدرت و ثروت (هرچه بیشتر، بهتر)

سه‌شنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۷

با سلام ...

۲۵ نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان

بشر از قدیم برای رسیدن به خواست خود به خشونت توسل کرد و هنوز هم می‌کند و اینرا از توانایی خود می‌پندارد و به انواع و گفتار مختلف بکار بردن آنرا توجیه می‌کند. سرچشمه خشونت ترس، خودخواهی و ناتوانی در بکاربردن دیگر توانایی‌هایمان که ما را از بقیه جانوران مجزا میکند، می‌باشد. این ناتوانی تا حدی هست که ما را بر ان داشته تمامی توانایی خود (عقل و هوش، قدرت تخیل و تدبیر، ثروت فکری و مالی و ...) برای حل مشکلات و رسیدن به خواست‌ها در زوردار کردن خود و یا زوردار نشان دادن خود بکار بریم. قدرت (خشونت) دولت را بیشتر و متمرکزتر و کارا تر کنیم. قدرت (خشونت) ارتش و پلیس را بیشتر و کاراتر کنیم. قدرت (خشونت) موسسه و شرکت خود بیشتر می‌کنیم. می‌آموزیم که تسلط بر دیگران آزادی ما را تضمین می‌کند و اگر می‌خواهیم آزاد و راحت باشیم باید دیگران بر ما مسلط باشند. جامعه را طبقه بندی کردیم و فرماندار و فرمانبر داریم و این نظم ما هست و هرکه گوش نکند و سربراه نباشد با قدرت (خشونت) به او پاسخ خواهد داده شد. زور و ضعف را می‌آموزیم و فرا می‌گیریم و به انواعی بکار می‌بریم. چگونه می‌شود خشونت را منع کرد وقتی تنها راهی که نظام حاکم دارد بکار بردن خشونت برای جلوگیری از خشونت هست؟ البته تربیت و تعلیم لازم هست اما وقتی حرف و عمل دوگونه باشد وقتی کسی بالاسر و مراقب نباشد، وقتی آنانی که خود زور ندارند و هیچ قدرتی هم حامیشان نیست چه بلایی سرشان خواهد آمد. خیال می‌کنید که آنانی که در حرف و بالاجبار زور (خشونت) در عمل قبول کردند خشونت علیه زنان خلاف اخلاق و قانون هست و تا وقتی توانایی بکار بردن خشونت (زورگویی) علیه زنان را ندارند، مطیع قانون و اخلاق جامعه هستند، وقتی وضعیت جور دیگر هست چگونه رفتار می‌کنند: هنگام جنگ و اغتشاش، در چارچوب خانه، زیر سلطه دیکتاتوری ... .
حال چه برسد به جوامعی که خشونت و زورگویی علیه زنان را سنت و فرمانبری زنان را اخلاقی می‌شمارد.
اینکه حرف و عمل دوگونه هست، اینکه دانستن (خشونت علیه زنان نادرست و زننده و غیر اخلاقی) و خواستن (تسلط بر زنان، بخاطر خوی ترسو بودن، راحت‌طلبی) متاسفانه دوگونه هستند و دورویی مان باعث جلوگیری از تغییر طرز فکر می‌شود، با تمام شعارهایی سال‌های سال و حتی قرن‌ها می‌دهیم، همین روز نشان می‌دهد:
۲۵ نوامبر ۱۹۶۰ میلادی سه خواهر از چهار خواهر بعد از ماه‌ها زیر شکنجه دولت (سرویس اطلاعاتی ارتش) جمهوری دومینیکن به قتل می‌رسند و این یک خواهر حماسه آن سه را زنده نگه می‌دارد و شجاعتشان نماد مبارزه زنان علیه بی‌عدالتی می‌شود. تازه ۱۹۸۱ میلادی بعنوان روز منع خشونت علیه زنان برگزیده شد و ۱۸ سال دیگر طول کشید تا سازمان ملل این روز را روز جهانی اعلام کرد.




خشونت ‌نهادینه‌شده علیه زنان در ایران • مصاحبه

در ایران، خشونت‌ علیه زنان به‌طورعمده جنبه قانونی دارد و در مناسبات تبعیض‌آمیز خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی نیز بروز می‌یابد. یک فعال حقوق زنان با تاکید بر این واقعیت، به نقش قدرت دولتی در رواج این خشونت اشاره می‌کند.

۲۵ نوامبر روزجهانی محو خشونت علیه زنان است. مطابق آمار، خشونت به هر شکل خود، همان اندازه از زنان در فاصله سنی ۱۵ تا ۴۴ سال قربانی می‌گیرد که سرطان آنها را از پا در می‌آورد.

در ایران، خشونت‌ علیه زنان به‌طور عمده در قالب‌قانون و تبعیض‌‌های اجتماعی شکل می‌گیرد و در مناسبات خانوادگی و فرهنگی جریان می‌یابد. محبوبه عباسقلی‌زاده، از فعالان حقوق زنان با تاکید بر این واقعیت، قدرت دولتی را مولد اصلی خشونت علیه زنان در ایران می‌داند.

بقيه (Deutsche Welle)

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۸۷

با سلام ...

روز همبستگی

1. may


چند روزی هست که تعداد گشت​های پلیس زیاد شده بود. با خود گفتم نکند بودجه پلیس زیاد کردند و یا جریان چیه. این محل​ها که همیشه پلیس بعد از آمبولانس و آتش​نشانی سرو کله​اش پیدا می​شد ... ناگهان یادم افتاد که بزودی روز کارگر هست. کمی سال​ها را مرور کردم. از تار و مار کارگران و سندیکایی​ها در ماه مه سال ۱۸۸۶ میلادی در شیکاگو تا امروز. از اعتصابی بخاطر تقلیل ساعت کار از دوازده به هشت ساعت در روز تا ...چندی پیش ... خبر دارید که چند ماه پیش در آلمان کارمندان پست خصوصی سندیکای «مستقلی» تشکیل دادند و به خیابان رفتند تا برای حقوق کمتر تظاهرات کنند ...
با همه اینحال روز کارگر به همه زحمتکشان تبریک

بی​سالار باشید و مستقل

سه‌شنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۸۶

با سلام ...

سالروز وفات مصدق


چنديست می​خواستم درباره دمکراسی و مذهب بنويسيم، البته نه فقط از مذهب بعنوان بهانه​ای برای کاسبان قدرت در جلوگيری از حکومت مردم بر مردم بلکه بهانه​های ديگری هم، که در طول مبارزات عديد در طی قرن​های عديد که در جهان حکمفرما بود، به خورد مردم می​دادند و دانسته یا ندانسته قبول می​شدند و آنهم فقط بخاطر اينکه ترس و وحشت رهبرشان بود (و هنوز هم رهبرمان هست). چند خطی نوشتم اما وقت نشد تکميل کنم. حال هم که از فردا در برلين کارکنان مترو اعتصاب نامحدود خود شروع کرده (به حق، در حالیکه که روئسا و مدیران شرکت واحد برلین سالیان سال هست که هشت برابر شهردار برلین به خود حقوق می​دهند و فقط کارکنان را اخراج می​کنند و قیمت بلیط​ها را افزون، درخواست دوازده درصد یا حداقل ۲۵۰ یورو ناخالص مزد بیشتر برای یازده​هزار کارکنان شرکت را رد کردند و گفتند حاضرند مرحمت بفرمایند فقط به دویست نفری که از سال ۲۰۰۵ با مزد خیلی کم تازه استخدام کردند ۶٪ بیشتر حقوق بدهند ...یعنی خیلی کمتر از ۲۵۰ یورو.) و زمستان هم برگشته و معلوم نيست که من بتوانم در اين سرما و يخبندان با دوچرخه مسافات طی کنم. می​خواستم قبل از سکوت چيزی بگويم و اما نميخواستم يک گفته نصفه و ناتمام اينجا درج کنم، بمناسبت ۴۱ سالگرد وفات مصدق و در پيرامون «انتخابات» نقل قولی از او می​کنم:

مصدق در نامه‌ای به جبهه‌ملی ۸ دی ماه ۱۳۲۸
»(...)
به عقیدۀ اینجانب نجات کشور ما منحصراً در ایمان به دمکراسی حقیقی و ایجاد حکومت واقعی مردم بر مردم است و هر نوع حکومتی که به آراء و افکار عمومی متکی نباشد نه تنهت قادر نیست خدمتی انجام دهد بلکه منشاء بدبختی‌ها و مصائب عظیم برای ملک و ملت خواهد شد و سرانجام خود و مملکت را نابود خواهد ساخت. ایجاد دمکراسی هم یک راه بیش ندارد و ان انتخابات آزاد است که جز با الغای حکومت نظامی و عدم دخالت دولت به نفع و یا ضرر اشخاص صورت پذیر نیست.
(...)«

مصدق ۶ تیر ١٣٢٩، مجلس شورا
«ملت ایران باید از مزایای دموکراسی کاملاً برخوردار شوند و همان رؤیه‌ای که دول بزرگ دمکرات برای خود قبول کرده است و از آن نتیجه گرفته‌اند قبول و پیروی کند و من نمی‌دانم چطور است دول بزرگ دمکرات تعالی و ترقی و بقای مملکت خود را در آزادی و دمکراسی تشخیص داده‌اند ولی در ممالکی شبیه ایران سعی می‌کنند که مردم را از این مزایا محروم کنند. پس این نیست مگر اینکه می‌خواهند به وسیلۀ عمال خود به وسیلۀ کسانی که از حمایت آنها استفادۀ نامشروع می‌کنند در این ممالک به طور نامشروع اعمال نفوذ کنند».

هنوز هم صحت دارد! یادش زنده و روانش شاد.

جمعه، آبان ۲۵، ۱۳۸۶

با سلام ...

روز جهانی بردباری

۱۶ نوامبر ۱۹۹۵ میلادی ۱۸۵ کشور بیانیه اصول بردباری را امضا کردند.
هرچند خیلی دیر امضاء کردند و هنوز هم هنوز بخاطر بسیاری از «دیوارها» و «مرزهای» ساختگی و فکری نه فقط بسیاری از ما تاب همدیگر ندارم بلکه اکثریت سران و نخبگان، اعم از سیاسی و اقتصادی و علمی و دینی، همان کشورهای امضاء کننده در تحکیم، بازسازی و نوسازی این «دیوارها» و «مرزهای» برای تحکیم، بازسازی و نوسازی مسند قدرت و ثروت مالی خود شریکند.
به امید روزی که همه متوجه شوند که این اختلافات (از هرگونه) هستند که باعث می‌شوند که زندگی زیبا، با تنوع و جالب و جایز گزرانی هست.
با اشکال و افکار مختلف همه با هم و در کنار هم!!!!!

پنجشنبه، آبان ۱۷، ۱۳۸۶

با سلام ...

ٰٓ«دیوارها»‌ فرو ریزید!!!


شب بود، پنج‌شنبه ۹ نوامبر. ۱۸ سال پیش. مردمی یک دیوار را بعد از ۲۸ سال فرو ریختند. این توان را همیشه داشتند، اما آنشب تصمیم گرفتند پی‌آمد عمل خود تحمل کنند!!!




دیوار برلین
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

دوشنبه، مرداد ۲۳، ۱۳۸۵

با سلام ...

پنجاهمین سالگرد درگذشت

اوئگن برتهولد فردریش برشت (زندگی نامه در ویکیپدیا: فارسی، آلمانی، انگلیسی) متولد دهم فوریه هزار و هشصد و نودوهشت در آوگسبورگ (باواریا)، درامانویس و شاعر آلمانی، در چهاردهم اوت هزارونهصد و پنجاه و شش در برلین در اثر سکته ای که دو روز قبل کرده بود، درگذشت.
کوشش او برای دنیای بهتر فراموش نخواهد شد:
"دنیا را عوض کن، محتاجش هست." برتولد برشت

سه‌شنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۵

با سلام ...

۱۳۵ سالگرد تولد - قسمت دوم

قسمت اول

کارل لیبکنشت (karl liebknecht)

متولد ۱۳ اوت ۱۸۷۱ در آلمان (leipzig)، فرزند ویلهلم (wilhelm liebknecht، در شورش جمهوریخواهان بادن ۱۸۴۹ شرکت کرد و بعد از شکست شورش به سوئیس و از آنجا اخراج و به لندن رفت با مارکس و انگلس دوست شد. در سال ۱۸۶۹ با آوگوست ببل august bebel حزب کارگران سوسیال‌دمکرات آلمان که بعد به حزب سوسیال‌دمکرات آلمان -ح‌س‌آ- تبدیل شد، تأسیس کرد.)، وکیل بود. از سال ۱۹۰۸ عضو سوسیال‌دمکرات مجلس پروس و از سال ۱۹۱۲ مجلس آلمان (reichstag) شد. با رزا لوکسمبورگ (rosa luxemburg) جناح چپ ح‌س‌آ را رهبری می‌کرد. بعنوان یک رادیکال ضد نظامی‌گرایی معتقد بود که سرمایه‌داری و نظامی‌گرایی ارتباط مستقیم با هم دارند. از اعتصاب عمومی برای مبارزه سیاسی طرفداری می‌کرد. وقتی جنگ جهانی اول شروع شد تسلیم انضباط حزبی شد و به وام جنگی رای مثبت داد، اما بزودی در دسمابر ۱۹۱۴ تنها نماینده‌ای بود که ضد وام‌ها رای داد. ۱۹۱۵ جزو مؤسسین گروه بین‌الملل بود که به اتحادیه اسپارتاکوس تبدیل شد. اوایل سال ۱۹۱۶ از گروه نمایندگان مجلس وابسته به ح‌س‌آ اخراج شد و بخاطر برگزاری یک همایش ضد جنگی در ملاعام، به ۴ سال حبس محکوم شد و اکتبر ۱۹۱۸ بخشیده شد. او هنگام انقلاب نوامبر آلمان در تاریخ ۹ نوامبر ۱۹۱۸ روی بالکون قصر برلین جمهوری سوسیالیست آزاد آلمان - بر پایه یک جمهوری شورایی - را اعلام کرد که بی‌نتیجه ماند. همزمان فیلیپ شاید‌من (philip scheidemann ناشر و سیاستمدار ح‌س‌آ - جناح اکثریت) بدون مأموریت حزبی "جمهوری آلمان" را اعلام کرد. با اینکه از او خواسته شد عضو شورای مأموران ملت شود، رد کرد و آخر دسامبر ۱۹۱۸ عضو مؤسسین حزب کمونیست آلمان شد و همراه رزا لوکسمبورگ در راس حزب قرار گرفت. بعد از شکست قیام اسپارتاکوس ضد دولت موقت فردریش ابرتس (friedrich eberts اولین رییس‌جمهور آلمان در جمهوری معروف به وایمار و سوسیال‌دمکرات. ۱۹۱۳‌ بعد از مرگ آوگوست ببل در کنارهوگو هازه hugo haase از جناح صلح‌طلب (پاسیفیست) ریاست ح‌س‌آ را بعده گرفت. ژانویه ۱۹۱۸ رهبری اعتصاب کارگران کارخانه مهمات جنگی را بعهده گرفت و فوری اعتصاب را خنثی و تمام کرد. بعد از استعفای ویلهلم دوم بتاریخ ۹ نوامبر ۱۹۱۸ کارهای نخست‌وزیر را بعهده گرفت و با توجه به مخالفتش با اعلام جمهوری توسط شایدمن ریاست شورای ماموران را قبول کرد و در مقابل مدل شورایی، با به کمک گرفتن نیروهای مخالف جمهوری نظام پیشین، مدل پارلمانی مرکزی را استوار کرد و رییس‌جمهور شد.) در برلین (ژانویه ۱۹۱۹) که سرانش بودند، هردو توسط افسران سپاه آزاد در برلین بقتل رسیدند.

پنجشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۸۵

با سلام ...

۱۳۵ سالگرد تولد - قسمت اول

رزا لوکسمبورگ rosa luxemburg

۵ مارس ۱۸۷۱ میلادی در یک خانواده تاجر در لهستان (zamość) بدنیا آمد و اقتصاددان (اقتصاد ملی) بود. ۱۸۹۴ عضو مؤسس حزب سوسیال‌دمکرات لهستان-لیتوانی بود. ۱۸۹۸ ملیت آلمان را گرفت و به برلین رفت. او رهبری جناح انقلابی حزب سوسیال‌دمکرات آلمان را بعده گرفت. مخالف این بود که جنبش کارگری فقط از راه مجلس به اهدافش برسد و اتحادیه‌های کارگری به دست زدن به اعتصابات صنفی محدود باشند و از اعتصابات توده‌ای و سیاسی طرفداری می‌کرد. با همه اینحال طرح لنین از کادر حزبی و دولت مرکزی بلشویکی را نپذیرفت و اصول دمکراتیک سوسیالیسم را برنامه‌ریزی کرد: "آزادی، همیشه آزادی دگراندیشان هست."
۱۹۰۵ و ۱۹۰۶ در انقلاب روسیه در ورشو شرکت کرد و از ۱۹۰۷‌تا ۱۹۱۴‌در مدرسه حزب سوسیال‌دمکرات آلمان (SPD) تدریس کرد. ۱۹۱۳ اثر عمدهء اقتصادی او بنام »انباشتگی سرمایه« (die akkumulation des kapitals) نشر شد. با احساسات کارگری بین‌المللی و رادیکال ضد نظامی‌گرایی در مقابل جریانات ناسیونالیسم، حتی در داخل خود حزب سوسیال‌دمکرات آلمان (ح‌س‌آ)، قرار گرفت. بعد از بروزجنگ جهانی اول برای مبارزه با سیاست "صلح خانگی" ح‌س‌آ با کلارا ستکین (clara zetkin)، فرانس مهرینگ (franz mehring) و کارل لیبکنشت (karl liebknecht) گروه بین‌الملل را تأسیس کرد. حاصل این گروه ۱۹۱۷ اتحادیه اسپارتاکوس (spartakusbund) و آخر ۱۹۱۸ حزب کمونیست آلمان (KPD) بود. هنگام جنگ تقریبا تمام وقت در زندان بود. ۱۹۱۸ هنگام انقلاب نوامبر آلمان از شوراهای کارگران و سربازان حمایت کرد. »پرچم سرخ« (rote fahne) را بعناون روزنامه حزب کمونیست آلمان (ح‌ک‌آ) تأسیس کرد. برنامه حزبی ح‌ک‌آ را طرح‌ریزی کرد و با کارل لیبکنشت رهبری آنرا بعده گرفت. بعد از شکست خوردن قیام اسپارتاکوس (ژانویه ۱۹۱۹) که سرانش بودند توسط افسران سپاه آزاد در برلین بقتل رسیدند.



مربوط به پست آیینه جهان:
ویدیو را پیدا کردم و دوباره نگاه کردم.
هی عقب و جلو هم کردم. از هشت مصاحبه دو تاش قابل فهم نبود و بقیه شش تا هم جعلی بودند.
حرف از هفتده میلیونی که او را از میان خود انتخاب کردند بود. خب امکان دارد در هنگام خنده و شاخ درآوردن من مابین siebzehn و siebzig اشتباه کرده باشم و بعید نیست که اشتباه از من بود.
اما در مورد دعوی او با آخوندها درمورد تماشاچی زن در استادیوم، آنچه که من در تلویزیون دیدم و این ویدئو کلی فرق هست. اون صحنهء زنان تماشاچی بطور کل حذف شد و گفتند: وقتی میخواست خانمها را هم بعنوان تماشاچی ورزش مردان به استادیوم راه بدهد، رهبر روحانی از او خواست عقبنشینی کند، با اینکه مجبور شد تسلیم شود، برنده از ماجرا بیرون آمد.
اما بدون شوخی آنچه من دم صحبی در تلویزیون دیدم، همانی بود که دفعه اول دیدم و این تفاوت مانند تفاوت هفتده و هفتاد نیست که بگم اشتباه من بود.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۸۵

با سلام ...

از جهان در برلین

۱۶ ماه مه ۱۸۸۱ میلادی اولین قطار‌برقی (تراموای، واگن برقی، اتوبوس برقی، قطار خیابانی،...) در برلین شروع به کار کرد. مسافت ۲,۵ کیلومتری را در ده دقیقه و روزانه دوازده بار می‌پیمود. ۲۶ مسافر در واگن جا داشتند.

اوایل برق خود از ریل می‌گرفتند. ۱۸۹۰ مسافت ۱,۵ افزایش یافت و از سیم هوایی برق می گرفت. سه سال بعد تمامی مسافت برق خود از سیم هوایی گرفت و تا ۱۹۶۲ ازین قسمت استفاده شد.

امروزه در اکثر شهرهای بزرگ جهان میلیون‌ها کیلومتر ریل و سیم هوایی، میلیون‌ها مسافر داخل شهری را به مقاصد خود می‌رسانند!




یونیسف (کمک کودکان سازمان ملل) به مناسبت سالگرد ۶۰ سالگی در برلین اعلام کرد:

۱ میلیارد کودک و نوجوان، که نیمی از بچه‌های دنیا را تشکیل می‌دهند، در فقر بسر می‌برند و بزرگ می‌شوند.

بیش از ۱۰ میلیون کودک سالانه در جهان سوم فقط از گرسنگی و آب کثیف می‌میرند!!!




در جواب به بینام (کامنت پست قبلی):
جالب بنطر میرسد که فقط نام بردن از مارکس چه افکار و چه ترسهایی بوجود می آورد و این نشان خطر موجود و گرفتاری اصلی جوامع ایرانیان هست.
در آلمان که یک دمکراسی غربی هست به مارکس بعنوان یک فیلسوف نگاه میکنند که از نامبردنش هیچ ترسی ندارند و حتی با اینکه اکثریت احزاب سیاسی از راست تا چپ با راه حل مارکس مخالفند، خیابانها بنامش میگذارند. من هم هرچند با هدف مارکس و ایجاد عدالت اجتماعی موافقم اما با راه حلهایش مشکلهای خود دارم و اکثرا مخالف.
در ضمن جالب هست که دوستان، بخصوص مقیم خارج، که اقامت خود را مدیون سیاستهای چپگرایی هستند، چنین واهمه دارند وقتی نام مارکس ببری.
مشکل ما چپ گرایی نیست، بلکه تنگ بینی و فکر محدود هست.
ببخش دوست عزیز و ناشناس، واقعا معذرت میخواهم، اما برای من بین سیستم روسیه بلشویکی که میخواست همه را یک رنگ کند و شمایی که میخواهید همه را میانه رو یا راستگرا کنید، فرقی نیست.
بین آمریکایی که توسط محدود کمپانی که دیکتاتوری اداره میشود و حقوق کارمندان و کارگران وابسطه به خواست مدیران دیکتاتور هست و وابستگی دولت به این شرکتها و با توجه به غورت دادن و ترکیب شرکتها، امکان کنترل اقتصاد توسط یک شرکت بزرگ هست با روسیه بلشویکی که کارگران و کارمندان نداشتن و داشتن حقوق و مزایای بیکیفیت خود را مدیون مدیران دیکتاتور دولتی بودند، هیچ فرقی ندارد.
این سرمایه داری افراطی و یا بهتر بگویم سرمایه سالاری و کوته بینی حاکم در ایران باعث و بانی همه مشکلات هست که بخاطرش عده محدودی بنام شاه و میهن و خدا و ولی فقیه و ... از تنگ بینی و فکر محدودمان استفاده میکنند و امکان دارد بنامهای دیگر هم در آینده استفاده کنند.
یک سوسیالیست، یک مشروطه خواه یا یک دمکرات واقعی که با اعتقادهای و راه حلهای مختلف خود، پایه بند به اصول ایسمهای خود باشد که دم از آزادی و نمایندگی میزند، خطرناک نیست. خطرناک انان هستند که بنام سوسیالیسم، مشروطه یا دمکراسی این اصول را زیرپا میگذارند. خطرناکتر آنانی هستند که بخاطر اعتقاد خود به سوسیالیسم، مشروطه یا دمکراسی کورکورانه بدنبال هر فردی که فریاد سوسیالیسم، مشروطه یا دمکراسی میزند، راه می افتند و زیرپا گذاشتن آزادی ها را نادیده میگیرند.
مشکل ما مشکل انتخاب عقیده نادرست نیست، بلکه مشکل اصلی ما ترس بیجهت هست که باعث میشود بنام اعتقادها و ایمان هایمان، دیکتاتوری ها پایه بگیرند.
مشکل دیگر ماهم پیش قضاوت هست. میدانی اگر صد، صدوپنجاه سال پیش در اروپا دم از دمکراسی میزدی، هم چپگرای خطرناک محسوب میشدی و جانت در خطر بود؟
میدانی اگر پنجاه تا بیست سال پیش در امریکای جنوبی برنامه سوسال دمکراتهای اروپا را انتخاب میکردی، یک کمونیست بحساب می آمدی و امکان مفقود شدنت زیاد بود؟
خیلی خیلی خیلی جالب هست که نام بردن مارکس چنین واکنشی بوجود آورد.
حالا بروید و تاریخ را دید بزنید. ببینید احزاب میانه رو و راست اعتدالی و به اصطلاح لیبرالها کی قدرت گرفتند و از طرف حکام حمایت شدند، دولتها قوانین به نفع مردم کی گذاشتند؟؟؟؟
و تفاوت اروپا و درجه سرمایه داری و سالاری اش با قبل و بعد از سقوط بلوک شرق مقایسه کنید!!!




تومار برای نجات جان فیض مهدوی

جمعه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۸۵

با سلام ...

طلبنامه

لغو مجازاتی که با زیرپاگذاشتن حق آزادی اندیشه و بیان، ابلاغ شدند!
آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی!
محکوم کردن قضاتی که بجای روای عدالت در سرکوب و بیعدالتی شریک هستند!
حذف مقامات و شوراها و ادارات قدرتمند و مطلق، بخصوص ولایت فقیه، شورای نگهبان و مصلحت نظام!
تقسیم قدرت و ثروت (هرچه بیشتر، بهتر)









xxروز به اعدام ولی الله فیض مهدوی

برای گرفتن اطلاعات بیشتر روی لوگو، عکس یا لینک بالا کلیک کنید!

چهارشنبه، اردیبهشت ۱۳، ۱۳۸۵

با سلام ...

به مناسبت روز آزادی مطبوعات

توجه توجه!
باز یک مردم آزار بیکار با تغییر نام فرستنده و بنام من کردن و احتمالا به نام های آشنای دیگر، دارد ویروس میفرستد. در subject نوشته شده ebook.pdf اما در حقیقت آخرش PIF و دارای ویروس میباشد.
سابجکتهای دیگر Fw: Funny :)، خالی و مشابه هستند.
لطفا به هیچ وج ضمیمه ها را باز نکنید حتی اگر اسم آشنا و سرشناس باشد، باید خیلی مراقب باشید.




سرلوحه را "به مناسبت" انتخاب کردم چونکه نمیدانم تسلیت بگویم یا تبریک!!!
آماری از ۲۰۰۵ ميلادی
حداقل (یعنی آنقدر که خبرداریم) ۶۳ خبرنگار به قتل رسیدند - بیشترین تعداد این ده سال اخیر!
بیش از ۱۰۰۰ رسانه سانسور و ممنوع شدند - !
از اول ژانویه ۲۰۰۶ تا اکنون ۱۶ خبرنگار و ۶ کارمند رسانه به قتل رسیده، ۱۲۰ خبرنگار و ۳ کارمند و ۵۶ وبنویس دستگیر شده‌اند.
سران اشرافی و سیاسی و دینی، وزرا، روئسای گروهان مسلح جزو ۳۷ بزرگترین دشمنان آزادی مطبوعات هستند. چند مثال:
از ایران: آقایون خامنه‌ای -ولی فقیه و احمدی نژاد - رییس قم‌حور
از روسیه: آقای ولادیمیر پوتین - رییس جمهور
از چین: آقای هون جین تاو - رییس جمهو
بقیه اینجا (به آلمانی)!

در رتبه‌بندی سال پیش مقام اول را در آزادی مطبوعات با نیم امتیاز کشورهای زیر دارا هستند:
دانمارک، فنلاند، ایسلاند، ایرلند، هلند، نروژ و سوئیس!
رتبه‌های آخر:
۱۶۱. کوبا - ۸۷،۰۰
۱۶۲. لیبی - ۸۸،۷۵
۱۶۳. برمه - ۸۸،۸۳
۱۶۴. ایران - ۸۹،۱۷
۱۶۵. ترکمنستان - ۹۳،۵۰
۱۶۶. اریتره - ۹۹،۷۵
۱۶۷. کره شمال - ۱۰۹،۰۰

آلمان در این لیست فعلا با چهار امتیاز مقام ۱۸ به همراه بلژیک و یونان دارد اما بنا به سخن رییس "اتفاق ناشران روزنامه آلمان" بخاطر قوانین جدید به بهانه خطر ترور و سوءاستفاده دولت آلمان از این قوانین و افزایش کنترل، نظارت مخفی، کاوش و بازرسی توسط پلیس و دادگستری در سا‌‌‌ل‌های اخیر، آزادی مطبوعات در آلمان بخطر افتاده است.
خب معلوم بود قدرت از این قوانین سوءاستفاده خواهد کرد و برای من درین هیچ شکی نبود!



از شرکت "فلکس واگن" (ارابه ملت) :
خب دو روز نگذشت و ناله و زار عمومی شد. دیروز در نشست بزرگ سهام‌داران با آه و ناله که ای وای اینطور نمیشه یا باید ساعات کار بیشتر شود یا مزد کمتر وگرنه تا بیست هزار نفر اخراج، قرارداد رییس "فلکس واگن (ارابه ملت)"، آقای پیشِتزریدا (ببخشید اسمش این هست) تا ۲۰۱۲ تمدید کردند. البته دیگر خبر ندارم، چقدر حقوق مالیش افزودند تا اخراج و ساعت کار بیشتر و مزد کمتر کند. منکه مطمئن هستم برای ... یا ... یا ...، اینقدر تمدید نمیکنند بلکه برای ... و ... و ... !!!



berlin - spree