ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریم با این همه مستی ز تو هُشیار تریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان انصاف بـده کـدام خونخوار تریم!؟
خیام
‏نمایش پست‌ها با برچسب شوخی جدی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شوخی جدی. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، آذر ۲۳، ۱۳۸۸

با سلام ...

شانس و خیال

مردم ایتالیا شانس آوردند که برلوسکونی عکس "امام" نبود ...


یا ایکه خود برلوسکونی خیال کرد عکس "امام" هست و گذاشت پاره‌اش کنند تا مشکلات رفع شوند (هرزگی و فساد)

جمعه، آذر ۰۸، ۱۳۸۷

با سلام ...

در مترو، اخبار و لطیفه جمعه

امروز در مترو (خب ديگر يخبندان شده و از ۵شنبه هفته پيش دوچرخه رفت زيرزمين و رفت و آمد زيرزمينی شروع شد)، بغير از طبق معمول بعد از حملات تروريستی مسلمانان در اخبار و من با کول​پشتی بزرگ جمعه​ها (واليبال) و کتاب فارسی (برای عوام الناس: خط عربی يعنی قرآن و قرآن هم ...) پريدن رنگ و روی اشخاصی که در کنارشان می​نشينم، در مونيتور مترو غير از اخبار اقتصاديُ ورزشی و قتل و عام بمبي، خبر ديگری هم بچشمم خورد: مسن ترين انسان دنيا، پيرزنی ۱۱۵ ساله آمريکايي، درگذشت. او نه سيگار می​کشيد و عرق می​خورد. و فراگيری دانش را هم برای عمر طولانی مهم می​دانست. البته من فضول فراگيری را خيلی مهم می​دانم و بنظر من دانستن خوب و بد نداريم، بلکه با اين دانش چه می​کنيم، می​تواند خوب يا بد باشد. بگزريم که اين بحث جداگانه و مفصلی هست. وقتی اون موارد بالا را خواندم و با وجود تمام اتفاقات ناگوار روز ياد اين جوک افتادم:

روزی آقايی نزد دکتر می​رود و می​پرسد: آقای دکتر چه کار کنم تا ۱۰۰ سالم شود؟
دکتر: سيگار می​کشی؟
يارو: نه!
دکتر: عرق می​خوری؟
يارو: نه!
دکتر: همش بدنبال خانم​ها هستی و عشق​بازی می​کنی؟
يارو: نه!
دکتر: در خوردن زياده روی می​کنی؟
يارو: نه!
دکتر: پس چرا می​خواهی ۱۰۰ سالت بشود!!؟

جمعه، آبان ۰۳، ۱۳۸۷

با سلام ...

لطیفه جمعه

«امروز وقت نکردم به نماز جمعه بروم، ملا "فلانی" خیلی حرف زد؟»
«دو سه ساعتی سخنرانی کرد.»
«چی گفت؟»
«اينو ديگه نگفت ...»

دوشنبه، مرداد ۱۵، ۱۳۸۶

با سلام ...

هسته​ای

کم سر زدن فقط بخاطر کمبود وقت نیست بلکه بنزینم هم تمام شد ... به دنبال انرژی دیگر برای مصرف، تلاش شد اما به نتیجه نرسید:

پژوهش و تلاش ادامه دارد ....

سه‌شنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۸۵

با سلام ...

دسیسه قهوه در دانشگاه

۳۰ سنت کوچک و ۶۰ سنت بزرگ، پنج و ده سنت گرانتر شدند. خب می​گویید این چه ربطی به دسیسه دارد، خب همه چیز گرانتر می​شوند. به نکات زیر توجه کنید: دو نوع قهوه​خانه و اغذیه​فروشی داریم. یک مقدار مستقل هستند و فقط کرایه می​دهند و قهوه​شان ۳۰ و ۶۰ سنتی بود که کنون همه با هم ۵ و ۱۰ سنت گرانتر کردند. بعضی هم وابسته به دستگاه دانشجویان هستند که قهوه کوچک ۵۰ سنت و بزرگ ۱ یورو هست ... آری هست، یعنی بود و هنوز هم هست و گرانتر نشد. اما قهوه اینها سردتر شده​ است. حال به من بگویید آیا وقتی اتفاقی در یک رشته ناگهان و همگان بیفتد، نشانی از یک کارتل در پشت پرده نیست؟؟ و وقتی پای کارتل در میان باشد آیا دسیسه​ای در کار نیست، بخصوص در کشوری که کارتل در آن ممنوع باشد؟؟

سه‌شنبه، بهمن ۰۷، ۱۳۸۲

با سلام ...

چه جوری يک انتخابات را آزاد کنيم (به روش واقعی ظاهرسازی غرب)

وقتی انتخابات نمايشی که سالها با کمک شعارهای حقيقی که به لجن کشيده و به شعارهای دروغين تبديل شده، برپا شد ديگر نميتواند مردم را به پای صندوق بکشاند تا به رژيم چهرهء مردمی دهد، بايد فکر ديگری کرد و انتخابات را ظاهراً آزاد کرد.

جناح حاکم به ظاهر به دو گروه تبديل شده و روی صحن به دعوی زرگری پرداخته و پشت پرده دور يک منقل و زير يک کرسی جمع شده، روی صحنه دعوی را به جنگ زرگری تبديل ميکنند. البته درين روش برای حفظ ظاهر هم شده بايستی چندين انسان با ايمان که حقيقت بودن شعارات را باور دارند، وارد صحنه کنند. اينان برای به صحنه کشيدن مردم درين بازی سياسی بسيار لازم هستند.

آلت حاکم عده ای از نمايندگان قبلی را که در جناح اصلاح طلب هستند (البته سران و عده ای از آنان بنا به روش اساتيد غربی بايستی محافظه کار پشت ماسک اصلاح طلبی باشند) رد صلاحيت ميکنند. نمايندگان رد صلاحيت شده و همجناحيان بعد از سالها به فکر مبارزه برای برقرای انتخابات آزاد ميشوند و تحصن ميکنند و از مردم تقاضای پشتيبانی. مردم هم (عده ای کم يا بيشتر) زير شعار "ما خواهان انتخابات آزاد هستيم" از تحصن کنندگان حمايت ميکنند. آلت حاکم رد صلاحيت را پس ميگيرد. تحصن کنندگان اعتصاب خود را تمام ميکنند. مردم در انتخابات شرکت و انتخابات درين کشور آزاد ميشود. البته مثل سالهای گذشته بسياری از اشخاص بخاطر افکار و عقايد نامطلوب جناح حاکم رد صلاحيت ميشوند اما چونکه ديگر نمايندگان اعتصاب نميکنند، انتخابات چهره آزاد بخود ميگيرد. وقتی دروغ را هی تکرار کنيم، حتما خودمان هم باورش ميکنيم!

يکی از عوارض جانبی اين نوع آزاد کردن انتخابات که بنفع حکام هست، اين خواهد بود که عده زيادی از پشتيبان کنندگان، دلسرد ميشوند و به صف بيخيالان ميپيوندند. اما تا وقتی که سياست بيخيال کنی همه را بيخيال نکرده، نبرده اند.


اما چه نتيجه؟؟؟؟

نتيجه يک گيله مرد: " راه مبارزه سياسی فايده ای برای عموم ندارد، بلکه فقط جناح و گروه حاکم ازين مبارزه سود ميبرد، حال چه حکام امروز باشند چه حاکمين فردا، و هردفعه بطرف فساد کشيده شده است. ما بايد با سياست مبارزه کنيم. با تحريم انتخابات ناشرافتمندانه تا برگذاری يک انتخابات آزاد حقيقی. بياييد خود انتخاب کنيم. نه فقط بين انتخاب شدگان آلت حکومت، انتخاب کنيم."

در مورد افکار عمومی جهان در دروغی بنام اصلاحات سخن گفتم. درينکه برای ادامه داد و ستد با بقيه دنیا، نظر خوب افکار عمومی جهان مناسب هست هم گفتم. حکام ايران برای حفظ قدرت خود و داد و ستد با سران سرمايه به اصلاح طلبان ناتوان نياز داشتند. حال به انتخابات ظاهرا آزاد نياز دارند.

اتحاديه اروپا عقد پيمان همكاري هاي گسترده اقتصادي با جمهوري اسلامي را به تعويق انداخت. از پيک ايران





بجای حمايت از تحصن کنندگان نظام، از ستم ديدگان نظام حمايت کنيم.

تحصن كارگران شرکت ذوب مس در خاتون آباد کرمان، در پي درگيري با نيرو هاي انتظامي به خشونت كشيد

و حال کمی فکر کنيد که چرا جهان را از تحصن نمايندگان با خبر کردند، اما خبری از تحصن کارگران نبود. برای اينکه آنان ميدانند قدرت واقعی دست کيست. فقط ما نميدانيم و يا نميخواهيم بدانيم تا مسئوليتش را بعهده نگيريم.

آرمين گيله مرد

دوشنبه، تیر ۱۶، ۱۳۸۲

با سلام ...

دسيسه ورلد ترد سنتر - قسمت سوم

قافلگیر توسط اراذل خانگی - قسمت اول

25 نوامبر 1941 وزير دفاع ايالات متحده Henry Stimson بعد از يک گفتگو با رئيس جمهورآمريکا Roosevelt درباره ژاپني ها در دفترچه خاطرات خود يادداشت ميکند: »سوال اين بود، چه جوری آنها را در يک موقعيت قرار دهيم تا آنها اولين شليک را کنند، بدون اينکه ضربت شديدي بخوريم ... خواستنی بود، حتمی کنيم، که ژاپنی ها باشند، (که اولين شليک را بکنند)، تا که هيچکس نتواند حتي کمترين ترديد داشته باشد، کي متجاوز هست.«

دو هفته نگذشت تا اولين شليک شد. در سالهای 1932 و 1938 دو بار در تمرینهای نظامی به اين تکيه گاه هجوم آورده شده بود – يکبار توسط 152 هواپيمای جنگي – و هر دفعه دفاع پادگان مشکل زيادی داشت. بخاطر همين پادگان دريايي پرل هاربر يک پادگان بويژه آسيب پزير (قابل حمله) بحساب مي آمد. وقتی روزولت دستور داد، که ناوگان جنگی را از ساحل غربی به آنجا منتقل کنند، آدميرال وقت ريچاردسون (Richardson) اعتراض و خودداری ميکند که به دستور عمل کند.

بجای او آدميرال کيمل (Kimmel) قرار داده شد – شخصی که بعد از حمله ژاپن بخاطر بی دقتی در مقابل کميته رسيدگي گذاشته شد. او بيگناه شناخته شد وقتی معلوم شد که 188 خبر ژاپنی که رمزشان کشف شده بود و در آنها تاريخ و ساعت حمله معلوم بود، به او نشان داده نشده بود. همچنين سازمان های اطلاعاتی هلندی، بريتانيايي و روسی بخاطر يک حمله آتي هشدار داده بودند – اما سازمان های جاسوسی واشينگتون اين اخبار را هم مخفی نگه داشتند. با اینحال هنوز در هر واژه نامه ای حرف از حمله غافرگيرانه هست *.

* Pearl Harbor After a Quarter of a Century نوشته „Harry Elmer Barnes”
http://www.blancmange.net/tmh/articles/pearl25.html


ادامه دارد ...



خودم به خودم تبريک ميگم. جمعه دو تا کارت پستال برام رسيد. يکی از عينک سازی که عينک آماده بيا و بگير و يکی از گمرک که کتاب داری بيا و بگير. البته به اون دوستانی که میخواستند از ايران برام عينک بفرستند: کتابها رو 5 ماه پيش برام پست کردند.




يک خبر از آمريکا: يک دادگاه در ايالت اوکلاهوما يک آمريکايي را محکوم به حبس ابد کرد. خوب ميگيد اينکه مهم نيست، ازين اتفاغها زياد مي افتد. من ميگم خوب آره اما دليلش ، جالبه! برای تف کردن به يک پليس هنگام دستگيری. قاضی گفت، چونکه ميتونه اینجوری يک بيماری ناعلاج به پلیس سرايت کنه و او را بکشه. دوستان در امريکا، لطفا تف نکنيد وگرنه به جرم تروريست بودن و حمله با بمب بيولوژی و رابطه با القاعده دستگير ميشويد .
منبع dpa



يادتون نره: اعتراض عمومي (اعتصاب و راهپيمايي بدون شعار و خشونت و شلوغ کردن)
پیروز و سربلند باشيد
آرمين گيله مرد

سه‌شنبه، تیر ۱۰، ۱۳۸۲

با سلام ...

BIG POST ERROR, POST ID 105707666271633009

REPORT IT

. چشم درد گرفتم و با این عینک قديديمی نوشتم و گم شد ... باز هم توطئه ؟؟؟؟

رياست شورای اتحاديه اروپا توسط آقای برلوسکونی را ميخواساتم به همه تبريک ، نه بابا شوخی کردم تسليت بگم که نشد ...متاسفانه گم شد و وقت نيست دوباره بنويسم ...

بی خِال دوباره مینويسم ... امان از دست اين لژ های فرامانسوری ...

دو شعر و دو وبلاگ معرفی ميکنم :

هوس از زينت نور در وبلاگ نگاه


بزرگترين گنجينه های زندگی... از مادر فريادها در وبلاگ آوای سکوت

چشماتون درد نگیره
تا بعد
آرمین گیله مرد

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۶، ۱۳۸۲

با سلام ...

برای برنده شدن جايزه نوبل چيکار بايد کرد!!!!!!!!

گرم از مکانی سرد !!!

چند روز بود که وقت نکردم در دنيا اينترنت دخالت کنم و به وبلاگها سر بزنم و يا در اينجا بنويسم. دليلش هم يک ديدار کوتاه بعد از دوری طولانی بود که برای چند روز بوی ايران و دوستان و خانواده را برای من آورد......
در اصل ميخواستم برم وبلاگ دوستان را بخونم اما از بالا دستور اومد که بنويسم و من هم بچه حرف گوش کن :-)

غروب بالای بامها




--------------------------------------------------------

برای برنده شدن جايزه نوبل چيکار بايد کرد!!!!!!!!

و يک پند که چه جوری آدم ميتونه به راحتی جايزه نوبل را برنده بشه و مطمعن باشيد که اين را راحتترين و آسانترين است. ببخشيد اما ازين طريق هر خری ميتونه برنده جايزه نوبل بشه و خيليها هم شدند.
اول بايد به سياست راه پيدا کنيد و داخل دولت مطلوبتان و يا گروه مورد نظرتان شويد و اين کار چنان سختي نيست.
دوم بايد خودتون را به خريت و نادانی بزنيد و وانمود کنيد که حرف بزرگان (سرمايه داران) را گوش ميکنيد تا دست شما را بگيرند و در گروه يا دولت خود با کمک از پله های موفقيت به بالا ببرند.
سوم بايد نشون بدهيد که آدم کودن و بی شعوری هستيد و سواد درست حسابی هم نداريد، خرافاطي و خداپرست هستيد تارياست کشور و يا ارتشی را به عهده شما بدهند (هرچه بيشعورتر ارتش مجهز تر ).
چهارم بايد (و اين بايد از همه بايدتر است) ثابت کنيد که رحم و مروت نداريد و برای رسيدن به هدفهای خود و بزرگان حاضر به هر جناياتی هستيد تا به شما اجازه جنگی طولانی و کشتکشتاری وسيع بدهند.
از قدم بعدی يکم سخت ميشه شايد بعضی هاتون بايد برن کلاس هنرپيشگی و يا چه جوری دروغ آشکار بگم بدون اينکه سرخ بشم.
پنجم به ملت اعلام ميکنيد که شما هرگز جنگ را دوست نداشتيد و مجبور به جنگ شديد و ديگر نميخواهيد خون مردم بيگناه بريزد ، صلح بهتر و کشتکشتار بس است و ازين سخنان.
ششم چونکه اگر فوری به کشتکشتار اتمام دهيد و زحمتی نکشيد امکان داره به يکنفر ديگه جايزه بدند شروع ميکنيد که با اين قرارها نميتوانيد صلح کنيد و اگر شما بکشند و تيکه تيکه کنندبهتر از صلح است. بعد اينجا و آنجا کنفراس و نشست و برخاست ميزاريد هی قيافه ميگيريد تا صلح بشه همه خيال کنند که کار مشکلی کرديد و با چه فداکاری شما تن به اين عمل داديد
اگر به اين پند گوش دهيد شما برنده جايزه نوبل ميشويد و نبايستی دانشگاه بريد ساليان دراز درس بخونيد و پژوهش کنيد و با اشخاصی که حرف شما را قبول ندارند جر و بحث کنيد و نبايد اينشتاين ، بر ، پلانک، کوری، شاو ، همينگوی و ساتره باشيد بلکه کافی آدمکش و تروريست باشيد مثل :کارتر، کيم، يوم و تريمبل، رابين و عرفات، د کلرک، گورباچف، سادات و بگين، و بزرگتری جنايتکار قرن ۲۰ ميلادی هنری کيسينجر .

فقط کم مونده بود به خمينی و صدام هم جايزه نوبل بدند اما اونموقع کسي نبود بهشون بگه که آتش بست کافی نيست بلکه بايد درست حسابی صلح بکنند .......

اگر مطلب پاييني را هنوز نخونديد يک ديد بزنيد
خودتان حافظ
آرمين گيله مرد

پنجشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۲

با سلام ...

جورج الله بوش

پريروز آقای جورج الله بوش به مردم جهان اعلام نمود که « جهان مطمعن تر شد.» تروريستها يک پشتيبان کمتر دارند و لابد خطر حمله و يورش با سلاح های abc هم از بين رفت.
اه چرا ميخنديد خوب راست ميگه ديگه. مگر يادتون رفت که اين دولت با بمبهای اتم شهرها با خاک يکسان کرد. از 60 سال به پيش بدون اعلان جنگ با کشورهای مخطلف به نزاع پرداخت و از کشورهاي که به همسايه خود حمله کردند پشتيباني کرد و وقتي از بمبهای شيميايي در اين جنگها استفاده ميشد ناديده ميگرفت. و حتي دعوت به يورش ميکرد. آيا يادتون رفت که در دهه 60 و 70 از گروهاي تروريستی راست پشتيبانی و از چپ استفاده ميشد؟ مگر همين دولت نبود که بن لادن را آموزش و گروه تروريستي او را پرورش و مسلح کرد و طالبان را به جان مردم افغانستان انداخت. مخصوصاً ديکتاتورهايي که به کمکشان به قدرت رسيدند و يا بعد از به قدرت رسيدن به انواع مخطلف (پول و اسلحه و آموزش در مدرسه نظامي ) ياري کردند از ياد نبريد. و به فراموشي سپرده نشه که هر سال چقدر خرج براي خريد اسلحه و ساخت آلات جنگی جديدتر و وحشتناکتر و کشنده تر و .... ميکرد. همه را تهديد به گوش کردن و پشتيباني از روش و راه خود ميکرد و با زور و نيرنگ هم به اهداف خود ميرسيد و حتي حاضر نبود که شهروندهای جنايتکار خود را تحويل دادگاهای کشورهای ديگه بده و حتی گفت که دادگاه بين المللي هم حق نداره شهروند اين مملکت را محاکمه کنه و اگر هم جرات کنند کسي را دستگير کنند با کمک ارتش او را نجات خواهد کرد. و اگر دادگاهاي خود شهروند يک کشور ديگر را بخواهند محاکمه کنند بايد تحويل داده بشند يا به آنها ضربه اقتصادي وارد و اگر خيلي ضعيف هستند لشکرکشي هم ميشه.
و الان ديگه ان خطرها همچين کم شده که دنيا مطمعن شده.

آاووووووووووووو مرا دينی !!!!

ببخشيد يک لحظه خوشباور شده بودم و خيال کردم که جهان مطمعن شده و يا از روی راحتي من هم به خودم گفتم کاری که ديگران ميتونند انجام بدهند چرا من نکنم: دروغ يک دروغگو را باور کنم و خيالم را راحت کنم.

اينکارها را همه آمريکا از 60 سال پيش کرده و عراق از 25 سال پيش به اين گروه پيوسته و تا وقتي که خطرناک بوده کسي به خيالش نبود و ککش هم نميگزيد تا ديگه هيچ شده بود و بدرد نميخورد و نميتونست کسي را تهديد کنه و يک جنگ و بکش بکش راه بندازه تصميم گرفته شد که خطرناک و بايد از بين بره ( آره ديگه خيلي خطرناک شده بود بالاي ۱۰ سال بود که به کسي حمله نکرد) و حتما دوباره عراق بازسازي و با مدرنترين آلات جنگي مسلح ميشه که ديگه خطري براي سيستم سرمايه داري نباشه. يعني هروقت به جنگي و بکش بکش احتياج داشتند و دستهاي خودشون بخاطر بخور بخور پر بود دوباره يک چشمک بزنند و عراق را به جان مردم منطقه بندازند.

به اميد اينکه يکروزي خودشون را هم آزاد کنند تا جهان واقعاً مطمعن تر بشه !!
----------------------------------------------------------------

چند مقاله:
آمريکا: تعرض به ايران يا سوريه؟ از بهرام رحماني
از آرش کمانگر سرلوحه اش خيلي طولاني بود
کنترل نظامي کره زمين
----------------------------------------------------------------

چند نکته در پيرامون وبلاگ و خودم:

۱.با اجازه رنگ را دوباره عوض کردم و ميخواستم بپرسم قرمز بود بهتر ميشد خوند يا الآن.
۲. اين وبلاگ نويسي و مخصوصا وبلاگ خوني چه چيز عجيبيه. من در اين ۳ ماه ۱۰ کيلو وزنم رفت بالا و ديروز غرق خوندن وبلاگها بودم که يکهو يادم آمد از اين هفته ترم تازه شروع شده و من هم ۲ ساعت پيش بايست سر کلاس ميرفتم (يعني تا تموم شد من يادم اومد، بيده اي چي بوبوسته). البته امروز ساعت ۱۲ بايد برم اميدوارم يادم نره :-) جدي ميگم چونکه واحد ۱ ساله است و در اين ۲ ترم اگر ۳ روز نري رد ميشي و دوباره بايد بخوني و چونکه اين رشته دانشجو کم داره زود زود بايد ۱ سال صبر کنم تا يکنفر پيدا شه تا همين درس را بده. من سال پيش ميخواستم ۱ واحد بگيرم نشد و هنوز کسي نيست که اون درس رو دوباره بده و فکر نکنم که ترم بعد هم کسي اين درس رو بده چونکه فقط مخصوص ترم تابستاني و اميدوارم که پرفسور نمرده باشه چونکه اينها بهانه بي پولي آوردند و قرار اگر کسي بميره و يا بازنشست بشه کسي ديگر را استخدام نکنند و دانشجويان برن سر کلاس ديگه که تقريبا همون را درس ميده.
براي مثال: اگر پرفسور رياضي براي شيميستها مرد و يا بازنشسته شد، دانشجويان شيمي برند پهلوي پرفسور رياضي براي...دانان رياضي بخونند. همينجوري از اين چند سال اخير از ۱۵ بخش (فاکولتت) فعلا ۷ تا کردند !!!!
----------------------------------------------------------------

شما را به خودتون ميسپرم

آرمين گيله مرد

سه‌شنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۲

با سلام ...

خجالت هم خوب چيزيه

اين چندروزه فکر ميکنم که خجالت هم خوب چيزيه !!!!

وقتي دولت آمريکا گفت که براي بازسازي عراق فقط به شرکتهاي گروه اتفاق ماموريت داده ميشه در آلمان صداي شرکتهاشون در آمد که ما هم يک سهمي ميخواهيم.
اي بابا شرم و حيا هم خوب چيزي. آخه مگر جهان هرت و پرت ؟ آمريکا و انگليس زحمت بکشند و کشور با بمب و توپ و تانک خراب کنند بعد از اشغال يک گوشه بمونند و تماشا کنند که چيزهايي را که وقت نشد داغان کنند (چونکه اين صدام و دارو دسته زبون و بزدل زود در رفتند) عرافيها تاراج و خراب کنند و بعد از اينهمه زحمت يکنفر ديگه بياد سود ببره !؟ آخه مگه شهر هرته (اينو داد زدم) . اين بدبخت و بيچاره ها اينهمه عراقي و چندين آمريکايي و انگليس به خاک و خون کشيدند ، اه ببخشيد منظورم آزاد کردند که آلمانيها بياند عراق را بسازند. خودشون مگه دستشون چپه ؟
حالا بعضي ميگند که اگر آلمان به عراق مواد شيميايي و وسيله براي درست کردن بمبهاي abc نميفروخت بهانه اي وجود نداشت که به عراق حمله بشه، بنابراين آلمان هم در خرابي عراق ، اي بابا ببخشيد ، در آزادي عراق هم سهمي داره. چقدر اين دولتهاي غربي آزاده اند . من ازشون معذرت ميخوام که اينقدر افکارم پليده که هي بجاي آزادي از خرابي و بجاي آبادي از اشغال حرف ميزنم. چونکه من تازه ديروز روشن شدم که اين دولتها خيلي با محبت هستند و من در اشتباه بودم. ديروز يکي از مبلغين دين مسيح يک کتاب به من ميده من هم ميگيرم و باز ميکنم و اين جمله را ميخونم: مسيحي ها به اشکال مخطلف محبتشان را نشان ميدهند. منو ميبيني با خودم گفتم پس اينها راست ميگند که همه ما رو دوست دارند و مارا ميخواهند آزاد کنند. اينها در گذشته به شکل اشغال و استعمار و به برده گرفتن و قتل و عام و امروزه با بمباران و غارت و چپاول و پشتيباني ديکتاتورها فقط محبتشان را به رخ ما ميکشند . و فهميدم که چقدر سياهپوستها را دوست داشتند که انها را به بردگي کشيدند و چقدر محبت به مردم شهرهاي هيروشيما و ناکازاکي داشتند و حتما عاشق ويتنامي ها بودند که فجيهانه تارومارشان کردند . و با محبتي که به مردم شيلي داشتند پينوشه را به جانشان انداختند و مصدق و ايرانيها را اينقدر دوست داشتند که نميخواستند اونها زحمت بکشند و صدها محبت ديگري که اگر الان همه را بخواهم بگم از اينهمه محبت گريم ميگيره و نميخواهم که اين آلمانيها بيشرم و حيا اشکم را ببيند که از دستشون خيلي عصباني هستم.
از کي تا بحال رسمه که ديگران نيکويي کنند و در دجله بي اندازند و خوبيش را ديگران ببينند؟ مگر اين جهان رسم و رسوم نداره؟ هرکي با بمباران و خراب ميکنه خودش هم بايد اشغال و چپاول کنه ، اي بابا من هم که خيلي گمراهم ، منظور هرکي محبت و آزاد ميکنه خودش هم بايد آباد و دموکرات بکنه.
فعلا که بعد از اينهمه زحمت فقط براي بازسازي ام قصر دو قرارداد با دو شرکت آمريکايي به مبلغ ۱۲ ميليون دلار بسته و هاليبورتون هم که قرار از چاهاي نفت مواضبت کنه و مرمت و خاموشي چاها را بعهده گرفته.
و زکي به شرکتهاي آلمان و فرانسه که اگر سهمي ميخواستند بايستي قبلا فکرشون را ميکردند و به دولتاشون يک محبتي (باج و رشوه) ميکردند که اونها هم محبتها ( بمباران ) به عراقي ها ميکردند.
خلاصه من وقتي اينهمه محبت و دوستي و عشق به مردم جهان را ميبينم هوس ميکنم که من هم اسلحه به دست بگيرم و جواب محبتشون را با محبت بهشون پس بدم. اما متاسفانه من اونقدر محبت که لايقشون باشه فعلا ندارم ميمونم تا محبت من بيشتر بشه و بعد به گفته او : «بگذار واقع بينانه باشيم، سعي کنيم يک کار غير ممکن را انجام دهيم.» و اضافه ميکنم : و بهشون با محبتي مسيحي عشق بورزيم البته به شکل خودشون ......

----------------------------------------------------------------------------------

و اينجا لينک يک مقاله و تمام جمله هاي ولتر در بيمعني بودن جنگ:

مدرسه ديکتاتورهاي آمريکاي لاتين که اگر متوجه شده باشيد يک مدرسه براي آدمهايه با محبت است.

از بي معني بودن جنگ و ببخشيد که مسيحي خوبي نبود و خيال ميکرد جنگ بد و محتوي همه جنايات مي باشد و نميدونست که جنگ همه محبتهاي الاهي و انساني را در بر گرفته ......

«هر اميرجنگ ميگذارد، قبل از اينکه به جبهه برود، پرچمهايش را برکت داده و براي اعمالش دستگيري خدا را طلب ميکند. وقتي در نزاعش که دو تا سه هزار از سربازانش کشته و او پيروز ميشود، دليلي نميبيند که از خدا تشکر کند. اما وقتي در نبردي پيروز ميشود که در آن ده ها هزار نفر حريف کشته و شهر دشمن با خاک يکسان ميشود، ميگذارد که همه دسته جمعي آواز شکر بخوانند.» ولتر

از دولتها غرب معذرت ميخواهم اگر خيال ميکنند که دارم مسخره شان ميکنم . اينها بدانند که فقط شايسته محبت بنده هستند (التبه به اشکال خودشون)

سالم و سربلند باشيد
آرمين گيله مرد

جمعه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۲

با سلام ...

او گفت :

بگذار واقع بينانه باشيم، سعي کنيم يک عمل غير ممکن را انجام دهيم.
-------------------------------------------------------------------------------
و يک جوک:
دولت جمهوري اسلامي دليل سقوط صدام را در اين ميدونه که دولت صدام چونکه به مردم متکي نبود از هم پاشيد و نابود شد . و اما ميگيد خوب راست ميگند ديگه اينکه خنده دار نيست و جوکش پس کجاست !؟

خوب مضحک بودنش در منظورشه که چون دولت مردمي جمهوري اسلامي از پشتيباني مردم ايران برخورداره هرگز سقوط نخواهد کرد.

و خنده دار ترش اينه که کاري را که قاجار و پهلوي و الدوله ها و دگر خودفروشان در طول صدها سال نتونستند انجام دهند : قبول بودن ارتش اجنبي در ايران !!!! اينها در مدت کمتر از ۲۰ سال نه تنها مردم ايران را راضي کردند که ارتش خارجي به ايران بياد بلکه با کمال ميل راضي شدند که به وطنشون حمله هم بشه ..

با اينحال بدونيد که دشمن اصلي هنوز در غرب نشسته و نقشه اش برآورده ميشه اگر من و شما بدون مقاومت بذاريم که با ارتششان به کشور ما برگردند و جهان دوباره کاملا زير چکمه هاي ارتش استعمار که براي اشغال کردن مجدد مستعمره هاي خود از پيشتيباني بدترين جنايتکارن و آدمکشان و ديکتاتورهاي خون آشام هيچ دريغي نکرد و تمامي اين خونهايي که صدامها و آخوندها و سوکارتوها و پينوشه ها و طالبانها و .......... ريختند، مستقيم و غير مستقيم دست داشته اند تا راه برگشتشان را هموار کنند . دموکراسيها غرب در اين اقيانوس خون وضوع گرفتند و نماز برگشتنشان را خوندند.

سقوط صدام را به همه تبريک ميگم و اميدوارم که يکروزي انسان تنبلي و خودپرستي را کنار بزاره تا ديگه گول جنايتکاران را نخوره و غير مستقيم در جنايات شرکت نکنه تا دولتها ديگه نتونند توي سرشان بزنند و بخورند و ببرند ببدون اينکه کسي جلوشون به ايستد .
و براي نسلهاي بعدي آرزو ميکنم که اينقدر آگاه بشند و راحتطلبي را کنار بذارند تا به دولتي که تو سرشان بزنند احتياجي نداشته باشند.

و اگر شما ميگوييد که اي بابا باز هم اين مرتيکه داره خواب و خيال ميبينه و يکچيز غير ممکن را ميخواهد ، جمله او را تکرار ميکنم . کسي که ژان پل سارتر درباره اش گفته که او کاملترين انسان است:

«بگذار واقع بينانه باشيم، سعي کنيم يک عمل غير ممکن را انجام دهيم.»

آرزوي سلامتي و آزادي بيان و خيال
رويائي باشيد
آرمين گيله مرد

جمعه، فروردین ۰۸، ۱۳۸۲

با سلام ...

چه جوری از یک کشور عقب افتاده يک کشور متمدن، آزاد و دموکرات ساخته ميشه (روش جديد غربی معروف به مدل آمريکايي):

بعد از اينکه با رشوه دادن به سران کشورها و انتخاب مستقيم سران جديد و لشکرکشي و آدم و فرهنگ کشي و مستعمره کردن ملل (روش قدیم غربی معروف به مدل انگليسي) به ثمر نرسيد ، نوبت به سيستم جديدي براي آزادي ما شده:

اول يک شخص حرامزاده و آدمکش يا گروهي از جانيان خودفروخته و بي اخلاق را با کمک سازمانهای مخفي به قدرت رسانده. سپس اين اشخاص خود عده جاني و بي ناموس را زير سلطه خود قرار میدهند و بعد توسط سازمانهاي فاشیستي در سرکوب و شکنجه و قتل عام آموزش و تربيت شده و به جان مردم انداخته میشوند.

دوم اين افراد بدون ترحم مردم را سرکوب و آزاديخواهان ، دموکراتها و عناصر چپ را قتل عام ، زنداني ، شکنجه و مجبور به کناره گيري از صحنه ميکنند. چنانکه مردم به قدرت خود ديگر به يک کشور آزاد و دموکرات دسترسي پیدا نخواهند کرد.

بعد اين مزدوران دستور يک جنایت دیگر ميگيرند و ايندفعه اين جنايات را در رسانه هاي غربي به مردم خود و جهان ميگويند.

سپس با کمک بمب و تفنگ و ملياردها پولي که براي آبادي و کارسازي نداشته اند اين کشور را با خاک يکسان ميکنند. البته وقتي ميبينند که ارتش مقابل خيلي ضعيف است و کشور بدون خرابي زياد اشغال خواهد شد خود را عقب کشيده و 10 تا 12 سالی فرست ميدهند تا طرف مقابل به حدي قدرت گرفته تا دفعه بعد چندی استقامت کند تا بتوانند برای آزاد کردن مردم شهرها را با خاک یکسان و آرزنال ارتشي خود را خالي کنند تا يک کمکي هم به اقتصاد کشورهاي متمدن شود وقتي که دوباره انبارهاي جنگي را به بهانه خطرناک و بيرحم بودن اين دنيا پر ميکنند.

بعد از اشغال اين خرابه بخاطر نبودن آلترناتيو (چونکه همه دموکراتها و مليون و ... مرده اند یا کنار گيري کردند) جانيان دموکرات ميشوند و يا مديران شرکتها (که همه ما ميدونيم شرکتها به مدل دموکراسي اداره ميشوند و همه حق و حقوق يکسان دارند)
در راس کشور آزاد قرار گرفته ميشوند (اوايل آزادي امکان داره که يک ژنرال آمريکايي مديريت قبول کنه تا یکي پيدا بشه). بعد منابع مواد اوليه زير کنترل گرفته و درآمد آن را براي بازسازي مساکن و خيابانها و ادارات و کارخانه جات که بخاطر آزاد شدن و فقط به خاطر آزادی مردم توسط بمبهاي گرانقيمت خراب شده اند خرج ميشود. و چونکه زحمت کشيدند و بمباران کردند اين بازسازی را شرکتهاي کشوران آزاد خواه به عهده ميگيرند.

سرانجام به کمک يکهو دموکرات شده به متمدن کردن مردم ميپردازند. يعني شروع به چپاول و استعمار نيروهاي بدني و فکري مردم و منابع سرزمين جوری کرده که صداي مردم درنیایید و با رضايت به تجاوزي دستجمعي نگاه کنند .

"در مسائل مهم سياسي بهانه ها به نما گذاشته و دلايل اصلي پنهان نگه داشته ميشوند." ولتر

تا آزاد کردن بعدي

چهارشنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۱

با سلام ...

ضربه سخت آمريکابه فرانسه


امروز مجلس آمريکا ضربه سختي به دولت فرانسه زد. اسم سيب زميني سرخ کرده را از french fries به .freedom fries. تبديل کرد. وزارت به اصتلاح دفاع هنگام فرستادن ويديو مادر بمبها براي صدام تسميم گرفت که تهديد نامه اي براي دولت به اصتلاح صلح دوست آلمان بفرسته که اسم هامبرگر را هم اگر دولت آلمان از راه ديوانه واري که پيش گرفته برنگرده عوض خواهد کرد.

از خداپرستان و حقدوستان دنيا خواسته ميشود که براي طدفداري از دولت آزاد و انسان دوست آمريکا که نه فقط رفاهت مردم عراق بلکه آزادي از سلطه ديکتاتوري را برايه همه آرزو دارد٫ غذاهايي که اسمهاي فرانسوي٫ آلماني و روسي دارند نخورند و اگر ميخواهند بخورند اسمها را عوض کرده تا به اين گمراهان صرات المسطقيم بفهمانند که تنها راه حق راه دولت آمريکا است....


حالا شوخي بکنار. من وقتي ديدم با چه افتخاري اينها عوض کردن اسم را غالب مردم داشتند ميکردند از خجالت آب شدم که ابر قدرت دنيا که ما را ميخواهد به راه راست و آزاد کند کيا هستند... نميدونستم بگم خاک بر سر اونا يا بر سر من

عجب کسايي بالا سر ما هستند
به اميد روزري که به بالا سر احتياج نباشه و واقعاْ انسان شويم (نه فقط اسماْ)

آرمين گيله مرد