ای صاحب فتوا ز تو پر کارتریم با این همه مستی ز تو هُشیار تریم
تو خون کسان خوری و ما خون رزان انصاف بـده کـدام خونخوار تریم!؟
خیام

پنجشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۲

با سلام ...

کوتاه از برلين:

ببخشید وقت کم هست و من بالای بیست ساعت چیزی نخوردم و دو سه روزی هست که نخوابیدم اما مطمئن باشید جوابها رو بعدا میدهم اما فعلا : ساعت پنج صبح پنجشنبه در دانشگاه قرار داشتم و نخوابیده بودم و میخواستم خوابم بپره با دوچرخه در سرما و باران (چند سالی هست که اینکار رو نکرده بودم) ساعت سه و نیم صبح راه افتادم.



ديروز چهار شنبه به ادامه اعتصاب رای داده شد. با 21 رای بيشتر هم قرار شد همه ساختمونها رو ببندیم تا اعتصاب شکن ها سر کلاس نروند و کلاسها همه تعطيل تا همه به تظاهرات 5 شنبه بروند. از 5 صبح تا هفت درهای ورودی ساختمان اصلی، ساختمان رياضی، ساختمان فيزيک، ساختمان آرشيتکتی و دو ساختمان بزرگ ديگر که از اينفرماتيک تا زبان و روانشناسی و چند رشته ديگر در آن تحصيل مِشود، با چوپ و آت و آشغال چفت کرديم. جای شما خالی نباشد، من تنهایی از 7 صبح تا چهار و نيم بعد از ظهر مواضب يک در خراب و پهلویی بودم و دو تا سه لبخند و يک آفرين نسیبم شد و جای شما اصلا خالی نباشد گوسفندان بيخال و فقط بخيال خودشان از تهديد و فحش هرچی توی دهنشان بود نصيبم کردند. خلاصه بعد از اينکه در اولين تظاهرات چهار هزار نفر شرکت کرده بودند و در دومين بالای ده هزار نفر، امروز (جای من خالی) بيست تا بيست و پنج هزار نفر به خيابان رفته و اعتراض کردند و اين خبر سرحال کرد و طلافی نه ساعت و نيم تنهايي در راه روی کوچک رو در آورد (در رو که با چوپ چفت کنيم، بايد يکنفر حتمان کنارش بماند تا موقع خطر مثل آتشسوزی آنرا باز کند وگرنه جرم هست). متاسفانه الآن در نت خبر را خوندم که آخر تظاهرات پليس به جان عده ای دانشجو افتاد و چندين نفر را دستگير کرد، اما تا الآن نگفتند که به چه دليلی دانشجويان دستگير شدند.

به درود

بسوی خورشيد

سه‌شنبه، آذر ۰۴، ۱۳۸۲

با سلام ...

تومار، حقوق، منشور و بیانیه

خسن آقا دوباره نشان داد که انسان هست و از حقوق خود و ديگران نميگذرد. نشان بدهيم که تنها نيست.


اعلام حمايت کنيد. نشان بدهيد که هستيد و از حقوق خود صرفنظر نخواهيد کرد.

اعلاميه جهانی حقوق بشر
ماده 5- هيچ كس را نمي توان شكنجه كرد يا مورد عقوبت يا روش وحشيانه و غير انساني يا اهانت آميز قرار داد.


منشور 81
(...)
9. ما مخالف جواز قانونی اعمال هرگونه خشونت از سوی حکومت هستيم، و کاربرد شکنجه و مجازاتهای خشن و نا انسانی، از جمله اعدام، را در هر شرايطی نفی ميکنيم.
(...)


بيانيه جمهوری‌خواهان
(...)
٩ ـ ما خواهان زدودن خشونت از روابط سياسی، اجتماعی و خانوادگی هستيم. ما شکنجه و اعدام را طرد و محکوم می‌کنيم و مجـازاتهای خشن و مغاير با حيثيت انسان را غيرقابل توجيه می‌دانيم. به اعتقاد ما دور باطل طرد و حذف و انتقام گيری‌های سياسی می‌بايد به آخر رسد.
(...)



سخنرانی خمينی در سال 1360. از وبلاگ يادداشتهای رضا.



"کاش يه سنديکايي چيزي بود که دانشجوهاي ايران هم از اين اعتصاب حمايت ميکردند که هر وقت دانشجوها ايران هم قيام ميکردند ساير دانشجو هاي دنيا ازشون حمايت کنند." سام

"متاسفانه خيلي از ما انسانها از حق خود ميگذريم به خاطر مصلحت و به وضع موجود راضي ميشيم . و همين کار ما باعث ميشه ظلم به وجود بياد !" معياد




آرمين گيله مرد

دوشنبه، آذر ۰۳، ۱۳۸۲

با سلام ...

از برلين:

يکشنبه عدهء بسيار زيادی با شعار : وقتی تلويزيون بسوی ما نمي آيد، ما بسويش ميروي، جلوی مکانی که يک برنامهء تلويزيونی ضبط و پخش ميشود، تجمع کردند. پليس در انتضار عده کمی ورودی ساختمان را بست و جلوی وارد شدن دانشجويان به محل ضبط برنامه را گرفت ام بخاطر اينکه عده دانشجويان زياد بود نتوانست آنها را پخش کند و مجبور شد خيابان و تونل اتوبان را ببندد. با ديدن بيشتر شدن تعداد دانشجويان جندطن ماشين پليس به کمک سبزجامگان آمدند. برای اولين بار در طول اين اعتصاب، پليس مجهز و با کلاه خود آمد. عده ای با پلاکات به بالای اتاقکی رفته و 10 پليس بخاطر دستگيری شان به پشت تضاهرات کنندگان رفتند. دانشجويان برگشته و با سر و صدا و سوت آنها را به عقب راندند. با اينکه نتوانيستِم در برنامه شرکت کنيم ، رسانه های تلويزيونی را به خود متوجه کرديم. سه نفر اولی که باريکاد پليس را دور زدند و به ساختمان نزديک و دستگير شدند، دختر خانمهای جوان بودند.





متن کامل حقوق بشر

چرا اعتصاب دانشجويان در برلين برای مردم در ايران هم فايده دارد؟ بخاطر اينکه اگر مردم در اينجا که حقوق بشر شامل حالشان ميشود، از حقوق خود استفاده نکنند و اين حقوق بدون اعتراض کم کم ازشان گرفته شود، اميدی برای گرفتن حقوق بشر در ايران و بقيه جهان هم نخواهند ماند.
تعليم و تربيت رايگان برای همه!
دانشجويان و گروه ها و سازمان های دانشجويي که اميد دارند و برای تعليم و تربيت رايگان برای عموم هستند ميتوانند با فرستادن پست الکترونيکی همبستگی خود را با دانشجويان برلين اعلام کنند. تا حالا فقط از سيدنی اعلام همبستگی شد.

از حقوق خود استفاده کنيم، نشان دهيم که خواستدار و لايق هستيم، نشان دهيم که انسان هستيم، نشان دهيم که خودمان، خودمان را انسان ميدانيم. که تا وقتی خودمان، خودمان را انسان بحساب نياوريم، ديگران هم نخواهند آورد.

ماده 21- الف) هركس حق دارد مستقيما" يا به وسيله نمايندگاني كه آزادانه انتخاب شده باشند در اداره امور عمومي كشور خود شركت جويد.
ب) اراده ملت اساس قدرت اختيارات ملي است,اين اراده به وسيله انتخابات شرافتمندانه صورت مي گيرد كه دوره به دوره از طريق انتخابات عمومي يكسان, با راي مخفي يا بنا به روشي مشابه با آن كه آزادي راي را تامين , انجام مي يابد.

جمعه، آبان ۳۰، ۱۳۸۲

با سلام ...

برلین

دانشجويان دانشگاه آزاد برلين هم به صف اعتصابيون پيوستند.






همايش سراسری اتحاد جمهوری خواهان 8 تا 10 ژانويه 2004 در برلين.

متن کامل بيانيه.

پنجشنبه، آبان ۲۹، ۱۳۸۲

با سلام ...

اینطرف و انطرف

سام عزيز، کاملا درسته و اینها برای سرنوشت ما تصمیم میگیرند و اکثریت بیخیال ....

کار اعتصاب کم کم و آهسته داره ردیف میشه، با اینکه اکثریت دانشجویان موافق درخواستها هستند اما اکثریت خیال میکند که اعتراض فایده ندارد و از حق انسانی خود برای اعتراض و تضاهرات استفاده نمیکنند و بیخیال همه دنبال نوک دماغشون راه میروند ...

ابلیس خان، زهره ترک کردم و از ترس و لرز ۲۳ کیلو و ۴۸۷ گرم لاغر شدم .... در ضمن از کی تابحال شمارش بلديد؟؟؟؟

آريا جان، اینقدر منو خجالت نده، از ترس ابلیس که کلی وزن از دست دادم، اگر از خجالت هم آب بشوم که ديگر هيچ .....

متن کامل قسمت 14 (PDF)

بعد از دو هفته و کلی کلنجار، ديروز بالاخره پرزيدنت و سنات دانشگاه فنی برلين، حمايت خود را از اعتصابيون و اعتصاب اعلام کردند.

چهارشنبه، آبان ۲۸، ۱۳۸۲

با سلام ...

قسمت پنجم: هروئين، طالبان، پاکستان

سياست مخفيانه خارجه آمريکا نميتواند از سود هنگفت تجارت مواد مخدر چشم پوشی کند. از وقتی هم که در سال 1999 در پاکستان بعد از کودتای ارتشی، وامهای بانک جهانی قطع شدند، پاکستان فقط با کمک پول از تجارت مواد مخدر توانست جلوی ورشکستی دولت را بگيرد. و چونکه هنوز هم پاکستان ورشکسته نشده، ميشود گفت که دولت آمريکا حافظ یکی از مهمترين متحدينش خواهد بود و چونکه خود آمريکا يکی از بزرگترين مقروضين دنيا هستند و نميتوانند با يک نقشه جديد مارشال (11) سالانه با 12 مليارد (سود سالانه تجارت هروئين منطقه) به پاکستان کمک کنند، حتما "پدرجنده های مفيد" پاکستانی ISI تا اطلاع ثانوی اجازه ادامه توليد هروئين را گرفته اند.

اما اينکه هيچکس بقير از "ديوانگان" و "خيالبافان" اجازه ندارند دربارهء ارتباط آمريکا با ترور و مواد مخدر حرف بزنند، تازگی ندارد. مثل شرافتمندان "شرکت هند شرقی" در لندن که هميشه با صدای بلند بر ضد تجارت مواد مخدر حرف ميزدند، مخصوصا هنگامی که جنگی برای وسعت صاحب انحصاری خود در تجارت مواد مخدر براه انداختند. بعد از پايان "جنگ ترياک" و سرکوبی "شورش بوکسرها" در پيمان صلح نه تنها افزايش سود تجارت مواد مخدر را تضمين کرد، بلکه راحتی های ديگر "جامعه مدنيت" هم همراه داشت. يک شاهد معروف و معاصر آنزمان، کارل مارکس، در سال 1858 به آن اشاره ميکند:

"يک پيروزی بزرگ ديگر هجوم انگليس در بند 51 هست که ميگويد »ادارات چينی اجازه ندارند در مدارک رسمی خود برای دولت بريتانيا و یا رعيت بريتانيا از اصطلاح آدم و حشی (barbarian) استفاده کنند«"

پس يادتان نرود که "مدافعين تمدن" از آمريکا و بريتانيا را حتی چپ نگاه نکنيد. مواضب باشيد که در مدارک رسمی نوشته نشود که آنها مخوفترين و بزرگترين پخش کننده مواد مخدر دنيا و پرورش دهنده ترور و تروريست هستند. که فقط "ديوانگان" و "چرند گويان" و "خيال بافان" که تئوري های دسيسه شان از کتاب های ژول ورن و روبرت آنتون ويلسون تخيلی تر هست، مجاز هستند چونکه خلاصه دروغ ميگويند.

(11) Marshal-Plan يک نقشه ای بود که با کمک پول از آمريکا کشورهای اروپا بعد از جنگ جهانی دوم بازسازی شوند تا بتوانند سر پای خود بايستند.


متن کامل قسمت 14 (PDF)

قسمت بعدی: تخريب تنظيم شده

مبنی بر مقالات ماتياس بروکرز

آرمین گيله مرد




امروز دانشگاه فنی برلين اعتصاب را تاييد کرد و دانشجويان دانشگاه هومبولد برلين هم به اعتصاب رای داد و به صف اعتصابيون پيوست. بيش از چهار هزار دانشجو دانشگاه هومبولد بعد از تجمع و رای به اعتصاب بسوی دانشگاه فنی براه افتادند و در آنجا سه هزار نفر بهشون پيوستند و شروع به تضاهرات کردند. چند دقيقه پيش تضاهرات تمام شد و دانشجويان دسته جمعی با مترو به دانشگاه هومبولد رفته تا شروع اعتصاب با يک جشن اعلام کنند.

دوشنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۲

با سلام ...

هروئين، طالبان، پاکستان - قسمت چهارم

امضا فايده دارد که هيچ، بلکه ضروری هست. شما با امضای خود نه فقط دلداری ميکنيد، بلکه سران ممالک نشان ميدهيد که فراموش کار نيستيد، از درخواستهای خود چشم پوشی نميکنيد، نشان ميدهيد که با سرنوشتی که آنها برای شما تايين کرده اند سازگاری نميکنيد، نشان ميدهيد که سر خود را زير لحاف نميبريد، نشان ميدهيد که آگاه هستيد، در جريان هستيد، نشان ميدهيد که ساکت نميمانيد، نشان ميدهيد که اميدوار هستيد، نشان ميدهيد که بی عدالتی را قبول نکرده ايد، و از همه مهمتر نشان ميدهيد که بی خيال نيستيد و اينکه برای شما فرقی نميکند که دولتی بلایی سر ديگران بياورد يا نياورد. امضا تومار ها اولين گام هست، نشانه بودن جمعی آماده خروش ، نشانه انسانيت هست. تا ما نشان ندهيم که انسان هستيم و از حقوق خود استفاده ميکنيم و خواهيم کرد، نميتوانيم خواهان حقوق بشر برای خود باشيم.

لطفاً و حتماً تومار را امضا کنيد --- http://www.petitiononline.com/Batebi/




دسيسهء ورلد ترد سنتر - قسمت چهاردهم
جنس بُنجُل عمو سام: هروئين، طالبان، پاکستان - قسمت چهارم
(...)
مسعود رهبر مقتول اتحاديه شمالی چند روز قبل از ترورش بدست القاعده (٩) در اخرين مصاحبه خود که با "Figaro" و "Rolling Stone" (مجله 10 سال 2001) گفت:

"طالبان به اندازه کافی ذخيره دارند تا اينکه دو تا سه سال ديگر هم صادر کنند. در حقيقت قاچاقچيان بزرگ بودند که کشت خشخاش را متوقف کردند و نه ملا عمر. آنها ميخواهند که قيمتها افزايش يابند. (...) طالبان 10% ماليات کشاورزی از زارعين ميگيرند. سپس يک نوع ماليات کارخانه وصول ميکردند: 180 دلار برای هر پاکت يک کيلويی، که بعد مهر رسمی ميخوردند. بعد ماليات فروش و آخرسر ماليات حمل و نقل وقتيکه کالا را با هواپيما اول به کابل و سپس به قندوز ميبردند. بدون مهر و اظهارنامهء طالبان هيچ پاکتی از مرز رد نميشد."

ما ميتوانيم مشاهده کنيم که دو غول تاريخ جديد، تروريسم و مواد مخدر، با هم مربوط و خانه ساخت هستند. که بهترين مثالها جريان "ايران-کنترا" و "پاکستان و افغانستان" هستند. شيره ای های دنيا در عرض 25 سال گذشته نه فقط برای سرمايه دار شدن يک گروه فاسد پاکستانی ، بلکه برای ساختن مکتب خانه ها و پرورش هزاران جنگجويان جهاد هم مورد استفاده قرار گرفتند. همش هم بخاطر مفاد عالی دولت آمريکا و دول جهان آزاد غرب به شوروی تا حد مقدور خسارت وارد کنند. بخاطر اينکه هيچ مجلس دموکرات دنيا نميتواند در ملع عام با همچين استراتيژيکی موافقت کند، چه برسد که مخارجش را تامين کند، برای همچين عملياتی به منبع درآمد ديگری نياز داشتند و دارند. بنا بر گفته آنداس فن بولو، وزير سابق پژوهش و فنون و دبير کشور برای دفاع، در کتاب خود دربارهء اعمال جنايی CIA (Central Intelligent Agency) و BND (Bundesnachrichtendienst سازمان اطلاعاتی آلمان)، پليس مواد مخدر DEA در 75% موارد بزرگ قاچاق مواد مخدر به سازمان های اطلاعاتی برخورد ميکنند که قاچاقچيان را تحت پوشش خود قرار داده بودند و جلوی پژوهش و تعقيب آنها را توسط پليس را ميگرفتند (۱۰).
ادامه دارد ...

(٩) يک نکته: مسعود تنها کسی که امکان داشت با مداخلهء مستقيم آمريکا در افغانستان مخالفت کند، بدست القاعده کشته ميشود. اين قتل بنغع کی بوده؟

(١٠) Andreas von Bülow ، "Im Namen des Staates",

مبنی بر مقالات ماتياس بروکرز

جمعه، آبان ۲۳، ۱۳۸۲

پنجشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۸۲

با سلام ...

دانشگاه فنی برلين

سال ۱۹۹۲ : تعداد پرفسور: ۶۲۹ تعداد دانشجو: ۴۰۰۰۰
سال ۲۰۰۳: تعداد پرفسور: ۳۳۵ تعداد دانشجو: ۳۲۰۰۰
و هنوز هم تمام نشده. ميخواهند تعداد پرفسوران را کمتر کنند و چونکه تعداد دانشجويان کمتر نميشود، دارند کاری ميکنند که هرکی نتواند به دانشگاه برود و هر درسی را ميخواهد بخاند، بلکه فقط اشخاص بخصوص به دانشگاه بروند و فقط آنچه را بخوانند که مطلوب و بدرد کارخانه داران و صاحبان سرمايه بخورد.

تعداد پرفسوران بخش:
۱۹۹۷ بالای ۴۰ نفر. ۲۰۰۳ مجاز برای ۱۸ نفر (اما ۱۷ پرفسور بیشتر نداريم). سال ۲۰۰۵ تعداد باطد به ۹ نفر رسيده باشد و تا ۲۰۰۷ فقط ۶ نفر ميمانند. یعنی مجبورند کاری بکنند که تعداد دانشجويان کمتر شود.
بجای اينکه خرجهای بيخودی (برای مثال: برلين دارای سه فرودگاه هست، اما ملياردها خرج ساختن فرودگاه تازه ای ميکنند) ديگر نکنند و يا دزديهای که بانک برلين کرده و برملا شده، پس بگيرند، دارند بودجه دانشگاه را کم ميکنند و ميخواهند از دانشجويان گول بگيرند، نه برای خود دانشگاه، بلکه برای بودجهء برلين!!!!!!





گذارشی کوتاه از اعتصاب:
امروز بعد از تجمع دانشجويان سه دانشگاه برلين در مقابل شهرداری (معروف به شهرداری قرمز) عده ای تصميم به ادامهء تظاهرات، البته بدون مجوز، گرفتند و قير مستقيم (اگر مستقيم ميگفتند، دستگير و مجازات ميشدند، جونکه فقط برای تجمع در روبروی شهرداری اجازه داشتيم.) گفنتند که مطخواهند قدم زنان به مکان پتسدام بروند و بقيه هم هرکاری دوست دارند ميتوانند بکنند. جند ضد نفر بسوی مکان ميروند، البته در گروهک های کوچک. پليس در آنجا منتظر بود. اما ما پليس را قافلگير کرده و بطرف مجلس برلين رفتيم و خيابان رابستيم. سبز جامگان (رنگ لباس پليس آلمان سبز هست) يا بقول دوستان انصار برلين با ماشین های بزرگ راه را بسته و ما را به عقب راندند. ما هم از خيابان بطرف مکان پتسدام رفته و هنگامی که پليس با بلندگو اعلام ميکرد که خيابان را آزاد کنيم، چهار راه را بستيم. تهديد اينکه کار ما خلاف قانون سمری نکرد. وقتی که سبز جامگان دوباره شورع کردند مارا محاصره کنند، يکی داد زد بسوی مجلس برلين و ما بحرکت افتاديم. پليس هم با سرعت داخل ماشينشان شدند و دور زدند و از پياده رو و مرز وسط خيابان رد شدند تا جلوی مجلس را ببندند که ما دوباره راه خود را عوض کرده و وارد ايستگاه مترو شديم. انها که دوباره قافلگير شده بودند (جای همتون خالی، قيافه هاشون را بایستی مي ديديد. مامورين دولتی به اين گيجی و شوکه شده تاحالا نديده بودم.) بسرعت پياده و پشت سر ما وارد ايستگاه شدند. بعد از اينکه دقايقی در ايستگاه شعار داديم (مثال : تعليم و تربيت برای همه و مجانی) سوار قطار شديم. پليس هم خندان و با خيال راحت که از دست ما خلاص پيدا کردند، منتظر ماندند تا همه سوار شوند. دو ايستگاه بعد پياده شديم و با شعار وارد خيابان شديم.از پشت صدای آژير آمد و پليس با بلندگو درخواست ميکرد که بهشان راه بدهيم تا جلوی راه پيمايی بروند (یعنی پشت و جلو پليس و ما هم اون وسط). با زور و زحمت بالاخره ماشین ها به جلوی صف ميرسند که ما ناگهانی مسير را عوض و اونها دوباره با آژير بدنبال ما. خلاصه در خيابان های محله مرکزی با سگ ها، موش و گربه بازی کرديم (و قيافه سبزجامگان از همه ديدنی تر بود) تا بدانشگاه هومبلد رسيديم و وارد دانشگاه شديم و از دانشجويان تقاضا کرديم که با ما همراهی کنند. چندی به ما پيوستند و خيلی هم قول دادند که شنبه در تظاهرات (با مجوز) شرکت کنند. بعد از تجمع در حياط دانشگاه و رفتن به اتاق های درس و با اجازه پرفسوران به همه گفتيم که شنبه در تظاهرات شرکت کنند ....



چند عکس از اعتصاب

چهارشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۲

با سلام ...

۱۴ دبلیو تی سی

دسيسهء ورلد ترد سنتر - قسمت چهاردهم
قسمت سوم - جنس بُنجُل عمو سام: هروئين، طالبان، پاکستان
(...)
"باران" فقط پی آمد رشد معتاد هروئين پاکستانی از صفر به يک ميليون و نيم نبود، بلکه همينطور هم به سيل جهانی هروئين در دهه 80 ربط داشت و تا امروز اقتصاد پاکستان را "هروئينی" کرد. بنا بر تخمين دولت هند (5)، حجم معاملاتی پاکستان در تحارت هروئين در سال 1999 با 11 مليارد دلار 30% بيشتر بودجه کل کشور بود، که بدون اين تامين مالی سياه بعد از ده سال بحران اقتصادی تا حالا فروپاشيده بود. اينکه "خسارت تضمينی" (6) هروئين و تعليم تروريست ها را بعد از اتمام جنگ سرد متوقف نکردند، بخاطر دنبالهء استفاده از آنها بود: جنگجويان مقدس برای متزلزل کردن جمهوريهای تازه در آسيای ميانه، قفقاز و روسيه در چچن و جاهای ديگر نياز داشتند و دلارهای هروئين را پرداخت صورت حساب خريد اسلحه (در دههء 90 بالای 30 مليارد دلار).

تازه بعد از سال 1998 وقتی که دستپروه سازمان سيا، اسامة، کم کم نامساعد شد، آنها از پاکستان خواستند که توليد هروئين را کمتر کند و آنها با نقل مزرعه های خشخاش به منطقه تخت کنترل طالبان، توليد در منطقهء خود را کمتر کردند. اما همچنان کنترل لابراتورها را خود نگه داشتند. از همين وقت هم کشت خشخاش در افغانستان ناگهان افزايش پيدا کرد و تنها درآمد طالبان بود تا با فشار دولت آمريکا مجبور به توقف کشت شدن. هنگامی که سفير طالبان در اسلام آباد برای "جبارن خسارت" با نمايندگان دولت آمريکا معامله ميکرد، از آنها 12 مليارد دلار، کاملا همان مقداری که سود سالانه تجارت هروئين منطقه هست، برای "خلق افغانستان" خواستدار شده بود. اما اول يک و نيم مليارد بهشان پیشنهاد کردند و سپس 43 ميليون قول دادند و واريض کردند. بنا بر تخمين پاکستان (7) درست همان مقداری که درآمد سال پيش طالبان از تجارت با ترياک خام بود.

سوداگری اصلی در لابراتورهای تحت کنترل سازمانی سيا و ISI (سازمان اطلاعاتی پاکستان) در امتداد مرز و توزيع هروئين ميشود. برای ده کيلو ترياک، که برای توليد 1 کيلو هروئين لازم هست، به کشاورز افغانی 300 دلار پرداخت ميشود. سپس يک کيلو هروئين به قيمت 10 هزار دلار به قاچاقچيان فروخته ميشود و بعد ازينکه ده ها بار با مواد ديگر مخلوط و گرمی در خيابانها فروخته ميشود، ازش صد هزار دلار ميشود.

(5) http://www.subcontinent.com/sapra/regional/regional20000430a.html

(6) collateral damage

(7) http://www.saag.org/papers3/paper288.html

ادامه دارد ....
مبنی بر مقالات ماتياس بروکرز

آرمين گيله مرد




از جبهه جنگ با باکتری: فلمينگ شکر، بدتر نشده. با بمباران باکتریها با آنتیبيوتيک و کشتار دسته جمعی شان، امروز احتياج به دکتر رفتن نيست، بخاطر همين کمی وقت دارم.



از جبهه اعتصاب: امروز با رای اکثريت، ادامه اعتصاب در دانشگاه فنی برلين به تصويب رسيد. هدف اعتصاب: تضمين جا برای 135000 دانشجو در برلين و تضمين مخارج. امکان درس خوندن برای همه ونه فقط برای پولدارها.نبايد در قصمت تعليم و تدريس صرفه جويي شود. قبول نکردن chip card که فقط و فقط برای کنترل کامل دانشجويان هست و فايده ديگری ندارد.


دوشنبه، آبان ۱۹، ۱۳۸۲

با سلام ...

بخاطر ...

... اعتصاب در دانشگاه فنی برلین و مشکلکی با چندین موجود کوچک و خطرناک و تروریست و دشمن انسان و حیوان بنام باکتری، وقت کم ميارم. بخاطر همين کمتر مينوسيم و ديرتر جواب خواهم داد.

به درود

پنجشنبه، آبان ۱۵، ۱۳۸۲

با سلام ...

جنس بُنجُل عمو سام: هروئين، طالبان، پاکستان - قسمت دوم

در سال 2002 هم غرب مثلا برای از بين بردن بزرگترين توليد کننده هروئين، طالبان، متحد شد، و اگر نگاه خود را به سازمان دهی تجارت ترياک و هروئين در منطقهء پاگستان-افغانستان بياندازيم، متوجه تکرار تاريخ ميشويم.

وقتی پيشقدمان در عمده فروشی مواد مخدر، انجمن برادی عشق جاودانی از کالفرنيا "Brotherhood of Eternal Love"، در دهه 60 ميلادی برای اولين تقاضای بين المللی برای توليدات منطقه (هند، افغانستان، پاکستان و ...) کنف و خشخاش کردند، برای حشيش کيلويی 5 تا 10 دلار و برای ترياک کيلويی 50 تا 100 دلار پرداخت ميکردند. کشف جديد اين مواد در فرهنگ غرب و قوانين منع و کنترل اين مواد، قيمت اين توليدات کشاورزی را در دو دههء بعد صد برابر کرد. هروئين در منطقه نقشی بازی نميکرد، که بعد از يورش شوروی در سال 1979 ناگهان اهميتش عوض شد. سرويس مخفی ارتش پاکستان ISI زير نظر سازمان سيا در امتداد مرز آفغانستان و پاکستان لابراتور های هروئين درست کردند. پروفسور (Alfred McCoy (3 نويسندهء کتاب تاريخی و نمونه (همه کتابها درین باره با این کتاب مقايسه ميشوند) "The Politics of Heroin - CIA-Complicity in the global drug trade, Chicago 1991" در سال 1997 در اين مورد نوشت :

"اين معاملات هروئين توسط کارمندان سازمان سيا کنترل ميشد. مجاهدين هنگام پيشروی در خاک افغانستان از کشاورزان طلب کاشت خشخاش را بعنوان ماليات-انقلابی ميکردند. در امتداد مرز در پاکستان صدها لابراتور-هروئين زير نظر پليس مخفی پاکستان مشغول به کار بودند. در اين دههء کاملا باز تجارت مواد مخدر، پليس ضد مواد مخدر آمريکا در اسلام آباد (US-Drug Enforcement Agency - DEA) هيچ اقدامی نکرد، هيچ توقيف و ضبطی يا کسی را دستگیر نکرد – دولت ممنوع کرده بود تجارت هروئين را تعقيب کنند و جنگ ضد شوروی را مهمتر از جنگ ضد مواد مخدر اعلام کردند. سال 1995 مدير قسمت عمليات افغانستان، Charles Cogan، اقرار کرد که سازمان سيا در واقعيت جنگ مواد مخدر را قربانی جنگ سرد کرده بود.:"هدف اصلی ما بود که به شوروی ها تا حد مقدور خسارت وارد کنيم. ما امکاناتش را نداشتيم که گذشته ازين تجارت موارد مخدر را هم تعقيب کنيم. من فکر ميکنم بخاطرش نبايد معذرت خواهی کنيم. هر وضعيتی عوارض جانبی ناخوش آيندی دارد، يک »باران«(4) ... بله يک باران مواد مخدر اتفاق افتاده بود. اما به هدف اصلی رسيده بوديم: شوروی افغانسان را ترک کرد.""

ادامه دارد ...

(3) http://www.wisc.edu/ctrseasia/profalmccoy.html
(4) fallout که در اصل بمعنای باران راديواکتيو هست

مبنی بر مقالات ماتياس بروکرز
آرمین گيله مرد

دوشنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۲

با سلام ...

دسيسهء ورلد ترد سنتر - قسمت چهاردهم

جنس بُنجُل عمو سام: هروئين، طالبان، پاکستان - قسمت اول

"German's to the front" اين دستور يک ژنرال متحدين آخرين بار (البته اين قرن جديد بحساب نياد) در تابستان 1900، وقتی يک گردان آلمانی گروهان بريتانيايی را ضد "شورش بوکسرها" حمايت ميکردند، فرياد زده شد. در همان شورشی که چينی ها بر ضد اشغال قدرتهای استعماری طغيان کردند. قبل از حمله، قيصر المان ويلهلم در يک سخنرانی گفت: ?وقتی روبروی دشمن اطستاده ايد او را بکوبيد، گذشت نکنيد؛ زندانی نگيريد. مثل هونها که هزار سال پيش زير دستور شاه خود Etzel برای خود نامی ساختند، که هنوز در داستانها آنها را بسيار قدرتمند بنظر ميرساند، اميدوارم که همانجور نام المان در چين طنين پيدا کند، که هيچوقت يگ چينی دوباره جرات نکند حتی يک آلمانی را چپ نگاه کند.? با اينکه بالای صد سال گذشته هنوز هم همانجور حرف ميزنند و فکر ميکنند. آنموقع يک گذارش جعلی برای حلمه مورد استفاده قرار گرفت. روز قبل از حلمه پذارش داده بودند که همه کارکنان سفارت آلمان و افراد خانوادشان در چين بقتل رسيدند. مثل آنموقع در پشت پرده "جنگ تمدن"، معاملات غير تمدنی و دسايسی در کار هستند، و مثل در چين، در افغانستان هم محصول ديگری مهم است: ترياک.

گوته گفته بود: " يک درخواست طبيعت هست که انسان گاهی بيهوش شود بدون اينکه بخوابد." و این خواستهء طبيعت هميشه برآورده شده و دولی که هميشه مصرف مواد مخدر را محکوم ميکردند، دست در پخشش داشتند و از ممنوعيت اين مواد سود ميبردند و ميبرند.

انگليسی ها اواخر قرن 17 ميلادی بازرگانی با چين را شروع کردند، اما کالايشان مثل آهن و پشم در چين خريدار نداشت. بخاطر اينکه قيمت ابريشم و ادويه مرغوب چينی را با طلا و نقره نپردازند، شرکت بريتانيايی هند شرقی شروع ميکند از بنگال، استانی که بتازگی فتح کرده بودند ترياک به چين صادر کنند. با اينکه امپراطور چين در سال 1729 واردات و مصرف ترياک ممنوع کرد، آنها 13 تن ترياک به چين صادر کردند. 1767 پنج برابر آن، 670 تن در سال 1820 و 2680 تن در سال 1838 به چين فرستادند. اينچنين ترياک کالای با بيشترين حجم معاملاتی اقتصاد جهانی آنوقت شد. و هنوز هم مواد مخدر مثل هروئين و کوکايين بزرگترين حجم معاملاتی جهانی را دارند. بخاطر اينکه لين تسه هو يک کارمند چينی 950 تن ترياک را نابود کرد اولين جنگ ترياک (1) شروع شد، که با اشغال هنگ کنگ و 5 بندر ديگر و بيشتر شدن قاچاق ترياک تمام شد: 7000 تن ترياک در سال 1880 از هند به چين وارد شد و 10 ميليون چينی معتاد شده بودند. صد سال بهد در دهه هشتاد ميلادی سالانه تقريبا 1700 تن برای مصرف پزشکی مورد استفاده قرار ميگرفت. 1999 بنا بر تخمين سازمان سيا (2) (راستگويي با سيا) دهقانان افغان 1670 تن، تقريبا 80% مصرف غير قانونی دنيا، توليد کردند. ثروت برای ترفيع جزيره گوسفند پروران و ماهيگيران به قدرت جهانی اکثرا توسط همين معاملات کثيف شرکت شريف هند شرقی (East India Company) بدست آمد. وقتی بالاخره چينيها ازين بازده های مدنيت غرب ملول شدند، غرب متحد شد و چين را مجبور به قبول "تمدن" کرد.

(1) http://www.jaduland.de/kolonien/asien/opiumkrieg/index.html
http://www.serendipity.li/wod/hongkong.html

(2)http://www.cia.gov/cia/publications/factbook/geos/af.html

ادمه دارد ...



کوتاه در مورد اعدام:
انسانها از بدو بميان آمدنشان درين کره، به بهانه جلوگيری از جنايت، انتقام گرفته اند. اين انتقام گيری ها نه جواب سوال که چرا انسان دست به جنایت ميزند را داد و نه جلوی جنايات را گرفت. بکجا ميرسيم با اينهمه محافظه کاری؟ چرا همش اشتباهات گذشتگان را تکرار ميکنيم؟؟؟
تغير تنها راه نجات هست و نه تسليم!!!

آرمين گيله مرد

ب.ن. : اوندفعه يک جوک گفتم، کسی متوجه نشد؟؟ یا خيلی بيمزه بود؟؟؟ یا اينکه الکی مياايد اين صفحه؟؟؟؟